رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - ادلَّه حرمت سقط جنين پس از استقرار در رحم
با نظر به آيهء فوق و روايات مزبوره و امثال آنها موجوديت انسان از موقع استقرار نطفه در رحم شروع مى شود ، بدين جهت تلف كردن آن تلف كردن مرحله اى از انسانيت است كه در مسير فعليت و بروز هويت او قرار گرفته است . لذا نمى توان از بين بردن و سقط جنين انسانى را حتى پيش از وصول به هويت فعلى انسانى ، با از بين بردن يك مادهء مستعد به حيات مطلق كه حتى جانداران نيز دارا مى باشند ، مقايسه نمود . [١] بنا بر ملاحظات فوق تعيين ديه براى جنين از موقع استقرار در رحم منصوص العلَّه بوده و يك مسأله تعبدى خالص نمى باشد . اين علت چنانكه گفتيم : عبارت است از قرار گرفتن نطفه در گذرگاه وجود انسانى . و به جهت قرار گرفتن نطفه در گذرگاه به سوى انسان است كه موضوع احكام خاص قرار گرفته است . مانند وجوب دفن پيش از ٤٥ روزه باشد و وجوب دفن قانونى زن غير مسلمان كه از مرد مسلمان حامله گشته است ، به نحوى كه روى حمل به طرف قبله باشد .
ادلَّه حرمت سقط جنين پس از استقرار در رحم ١ - روايت اسحاق بن عمار كه در بالا نقل شد صريحا اسقاط جنين را ممنوع مى سازد ، از حيث سند مورد وثوق كامل و دلالتش به حرمت سقط جنين پس از استقرار در رحم صريح است .
٢ - روايت صحيحهء ابو عبيده از حضرت باقر عليه السّلام :
فى امرَأَةٍ شَرِبَت دواءً وَهِىَ حامِلٌ لِتَطرحَ وَلَدَها فَأَلقَت وَلَدَها فَقالَ إِن كان عَظماً قَد نَبَتَ عَلَيه اللَّحمُ وَسُوِّي لَه السَّمعُ وَالبَصرُ فَإِنَّ عَلَيها دِيَتُه تُسَلِّمُها إِلى أَبيه وَإِن كانَ عَلَقَةً أَو مُضغَةً فَإِنَّ عَلَيها أَربَعينَ دِينارا أَو غُرَةً تُسَلِّمُها إِلى أَبيه قُلتُ فَهِىَ لا ترِثُ مِن وَلَدِها
[١] اين مطلب هم بايد در نظر گرفته شود كه حتى استدلال به جواز سقط جنين پيش از وصول به هويت كامل انسانى به جواز كشتن حيوان به طور عموم صحيح نيست ، زيرا از مجموع منابع فقهى مى توان به اين نتيجه رسيد كه بدون مجوز قانونى مانند مفيديت يا دفع ضرر ، حيوانى را نمى توان از پاى در آورد . شكار لهو كه ادلَّه كافى براى حرمتش وجود دارد ، مى تواند حرمت كشتن حيوان را بدون سبب مجوز اثبات نمايد .