رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - ٢ - مسئوليّت به عنوان استحقاق تأديب
تكليف ندارد . زيرا تكليفى بر كودك متوجّه نيست تا در صورت مخالفت با آن تكليف ، مجرم شناخته شود .
٢ - مسئوليّت به عنوان استحقاق تأديب گر چه ما در اين قسم نيز از كلمهء مسئوليت استفاده كرديم ، ولى در حقيقت به كار بردن مسئوليّت در بارهء كودكان مخصوصا كودكانى كه هنوز به مرحلهء رشد مغزى نرسيدهاند بىمورد است . پس مقصود حقيقى از مسئوليت ، تعليم اصل بازخواست در جامعهء بشرى براى كودكان مى باشد كه تدريجا آنها نيز آگاه شوند به اين كه فردى كه در جامعهء متشكَّل زندگى مى كند رها نبوده و بايستى او از يك عدّه قوانين براى امكان همزيستى يا عدالت اجتماعى پيروى كند .
البتّه اين نكته هم مخفى نيست كه سنهاى قانونى كه در حقوقهاى مختلف براى رشد و بلوغ گفته شده ، گوناگون است . مثلا در حقوق رم براى مردان ٢٥ سال است ولى در ازدواج ١٢ سال براى زن و ١٤ سال براى مرد قانونى است . در حقوق فرانسه از حيث ازدواج ١٥ سال براى زن و ١٨ سال براى مرد . ولى از نظر ساير قوانين ٢٢ سال براى مردها قانونى است . [١] و در اسلام از اوّل سال دهم براى دختران ، و اوّل سال شانزدهم براى پسران ، با نظر بحدّ متوسط افراد بوده است . و الَّا با يك نظر واقعى مى بينيم كه حدود مزبوره مرز واقعى ميان عدم بلوغ و رشد و بلوغ واقعى نمى باشد ، زيرا كودكانى هستند كه بيش از همان سالهاى مقرّره تجاوز كردهاند ، با اين حال از نظر جسمانى يا روانى رشدى ننمودهاند .
پس تطبيق تأديب براى كودكان به عنوان استحقاق كيفر يا تأديب تعليمى در بسيارى از موارد بسته به نظر قاضى خواهد بود .
خلاصه از نظر حقوق اسلام براى كودكان قسم دوّم از مسئوليت كه ما آن را به عنوان استحقاق تأديب اصطلاح نمودهايم وجود دارد . براى تحليل و توضيح لازم در بارهء اين قسم از مسئوليّت مى گوييم :
اين مسئوليّت در حقيقت براى منعقد ساختن شخصيّت معتدل براى كودكان است كه
[١] براى تكميل تحقيق ، به قوانين جديد جوامع امروزى كه ممكن است تغييراتى كرده باشد ، مراجعه فرماييد .