رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢ - حقوق بشر از ديدگاه اسلام مادهء دوازدهم
كند .
اديان الهى و ديگر مكتبهايى كه آگاهانه يا به طور ناآگاه از اديان الهى پيروى مى كنند ، مطابق ممنوعيت خروج از دروازهء زندگى به طور غير قانونى ، دروازهء ورود به عرصهء زندگى را هم محترم و وابسته به قانون مى دانند و معتقدند كه نبايد اين دروازهء حساس را بدون قانون و فقط براى اشباع شهوات وسيلهء بازى تلقى نمود و انسانهايى را بدون جنبهء قانونى و به اصطلاح امروز بدون كارت ورودى ، به عرصهء وجود معنادار وارد كرد . اما آن كسانى كه با نمايش متفكرانه و قيافهء فيلسوفانه ! براى ورود از دروازهء زندگى هيچ قانونى را سراغ ندارند و براى لذت ناشى از اشباع غريزهء جنسى بازى با دروازهء ورود به زندگى را تجويز مى كنند نمى فهمند كه اگر از آنان بپرسند شما كه با هيچ قانونى براى دروازهء ورود معتقد نيستيد به چه دليل آن همه اصرار مى ورزيد كه قتل نفس ممنوع است و نبايد هيچ كسى را حتى با وارد كردن زخمى ناچيز ، به دروازهء خروج از زندگى نزديك نمود ؟ آيا اين يك تناقض صريح نيست ؟ ! و آيا اين تناقض ، بىپايگى تمامى فرهنگهاى حقوقى و اخلاقى و حتى سياسى جوامع انسانى را اثبات نمى كند ؟ زيرا فرهنگى كه نتواند به اين سؤال كه « چرا ورود به زندگى با اشباع هر لذتى بدون قانون جايز باشد ولى بيرون راندن انسانها از دروازهء خروج از زندگى براى اشباع لذت قدرت پرستى ممنوع ؟ ! » پاسخى قانع كننده بدهد قطعى است كه چنين فرهنگى ، خواه حقوقى و خواه اخلاقى و خواه غير ذلك ، هيچ پايهء اصيلى ندارد .
به اين جهت است كه اسلام براى گوشمالى دادن مردان و زنان زنا كار و جلوگيرى از اين عمل وقيح كه پايهء اساسى پوچ گرايى است ، فرزندانى را كه از طريق نامشروع متولد شدهاند از بعضى مزاياى اجتماعى محروم مى سازد بدون اين كه حيات و كرامت و تعليم و تربيت آنان را حذف كند .
حقوق بشر از ديدگاه اسلام مادهء دوازدهم الف - طلب علم بر هر كسى كه توانايى آن را دارد واجب است و تعليم انسانها بر