رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٢ - تفاوتهاى حقوق بشر از ديدگاه اسلام و غرب
٤ - براى اثبات اين كه همهء افراد بشر اعضاى يك خانوادهاند ، در حقوق بشر از ديدگاه غرب دليل قاطعى ديده نمى شود . لذا با نظر به مسأله اى كه در بالا متذكر شديم ( ناتوانى ديدگاههاى دانشگاهى مغرب زمين از اثبات حيثيت و شرف ذاتى براى انسانها ) قضيهء مزبور يك ادعاى محض و خالى از دليل است كه براى انسانى كه مى خواهد در زندگى خود فقط با منطق حركت كند قابل اثبات نيست و در نتيجه نمى تواند از اعتبار علمى برخوردار باشد . در صورتى كه منابع اسلامى به جهت ارتباط بسيار عالى انسانها با خداوند متعال ، آنان را به عنوان « خانوادهء خداوندى » معرّفى نموده است :
الخَلقُ كُلُّهُم عِيالُ الله وَأَحَبُّهُم إِلَيه أَنفَعُهُم لَهُم [١] ( همهء مردم خانوادهء خداوندى اند و محبوبترين آنان در نزد خداوند سودمندترين آنان نسبت به اعضاى خانوادهء خداوندى هستند . ) ٥ - در حقوق بشر از ديدگاه اسلام حق زيستن انسانها در يك محيط پاك از مفاسد اخلاقى يك حقيقت مسلم است ، در صورتى كه چنين حقى در حقوق بشر از ديدگاه غرب مشاهده نمى شود . آن چه كه در مواد حقوق بشر ديده مى شود - در دو مورد - كلماتى به كار رفته است كه امكان دارد قابل تطبيق به وجود حقى به عنوان حق « گرديدن اخلاقى » براى بشريت منظور شود :
مورد يكم - در بند دوم ماده بيست و ششم چنين آمده است : « آموزش و پرورش بايد طورى هدايت شود كه شخصيت انسانى هر كس را به حد اكمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادى بشر را تقويت كند . . » .
مورد دوم - در ماده بيست و نهم چنين آمده است : « هر كس در اجراى حقوق و استفاده از آزادىهاى خود فقط تابع محدوديتهايى است كه به وسيلهء قانون منحصرا به منظور تأمين شناسايى و مراعات حقوق و آزادىهاى ديگران و براى رعايت مقتضيات صحيح اخلاقى و نظم عمومى و رفاه همگانى در شرايط يك جامعهء
[١] الكافي ، ج ٢ ، ص ١٦٤