رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠١ - بيمارىهاى علاج ناپذير بر مبناى قواعد پزشكى
درد استفاده كنند بهره بردارى نمود ، چنانكه امروزه « معنى درمانى » به اين نتيجه رسيده است . و به هر حال ، اگر بنا شود كه من مسأله را اطلاع بدهم ، نهايت احتياط را مراعات مى كنم .
سؤال ١١ - توصيه و نصايح شما به خانواده چنين بيمارانى چيست ؟
پاسخ - اگر وضع روانى افراد خانواده بيمار چنين است كه از شنيدن خبر خطرناك بودن بيمارى بيمار به اضطراب افتاده و يا امكان منتقل ساختن خبر مزبور به بيمار وجود داشته باشد ، باز بايد از ابراز خبر استنكاف و امتناع نمود . در صورتى كه بيم اضطراب و تشويش وجود نداشته باشد ، مى توان با سفارش اكيد و برحذر داشتن از اطلاع يافتن بيمار و هر كسى كه در معرض اضطراب است ، موضوع را با دقّت در ميان گذاشت .
اگر خانواده و ساير وابستگان بيمار ، معتقد به مذهب و حكمت الهى در دو پديده زندگى و مرگ باشند ، اگر چه آنان نيز توانايى فرار از اندوه را ندارند ، ولى مى توانند با توجه به سفارشات مذهب و حكمت خداوندى از اندوه و نفوذ آن در جان و روان خود بكاهند . مخصوصا اگر بدانند كه ترس حقيقى از خود پديده مرگ منطقى نيست ، زيرا مرگ به مثابه يك پل قانونى براى عبور به زندگى حقيقى است كه همگان بايد از آن عبور كنند . آن چه كه موجب وحشت و هراس است ، عالم پس از مرگ است كه براى مردم معمولى ابهام انگيز است . مى توان گفت : نمونه اى از علل وحشت از عالم پس از مرگ به قرار ذيل است :
١ - كوتاه شدن دست از لذايذ ! اگر كسى بداند كه لذايذ دوران زندگى محدود و با خاموش شدن چراغ زندگى از بين خواهند رفت ، توقع لذايذ نامحدود در عمر محدود را از اول از مغز خود بيرون مى كند .