رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٤
شرروار بر خوب و بد عالم لبخند بزند . لبخند رضايت ، لبخند تسليم و لبخندى كه حاكى از عشق الهى در تارك وجود او است ، نظر شما چيست ؟
پاسخ - بلى ، مضمون روايت شريفه در بيت زير هم آمده است :
< شعر > من همان جامم كه گفت آن غمگسار با دل خونين لب خندان بيار < / شعر > اقتباس از شعر حافظ است كه گفته است :
< شعر > با دل خونين لب خندان بياور هم چو جام نى گرت ضربى رسد چون چنگ آيى در خروش < / شعر > در بارهء روايت « بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه » ممكن است مى زنى و اگر سرور تو حقيقى است چرا حزن در درون تو هست ! ؟
به عبارت ديگر ممكن است شبهه اى در ذيل اين فراز از روايت « بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه » مطرح شود ، به اين صورت كه اين تفاوت ظاهر و باطن براى چه ! چرا مؤمن ، ظاهرى شاد و باطنى محزون دارد ؟
اين سؤال ، جوابش اين است كه شخصيت آدمى در مقامات بالا مانند زهد حقيقى ، تقوا و عرفان حقيقى با هر دو جهت مى تواند ارتباط داشته باشد . اين كه مى خندد از جهتى است و اين كه محزون است از جهت ديگر ، يعنى نشاط و اندوه او دو پديده است كه در عين حال هر دو مكمل يكديگرند . لبخندش ، لبخند رضايت است و اندوهش ، اندوه فراق ، نه اندوهى كه آدم را گرفتار مى كند . يك اندوه مقدس و يك اندوه روانى ناشى از فقدان امرى مطلوب داريم .
ملَّا محسن فيض كاشى رحمه الله مى گويد :
< شعر > ندهى اگر به او دل به چه آرميده باشى نگزينى ار غم او چه غمى گزيده باشى < / شعر >