رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٢
مى شود ، مخالفت و تضاد قوىتر باشد . چنانكه در شعر خاقانى و متنبّى ديديم ، نيش طنز براى مورد آن تلختر و براى ديگران جذابتر مى باشد .
٣ - در دوران تحصيل در قم و نجف اشرف گاهى براى رفع خستگى و مطايبه با يكديگر مزاح مى كرديم كه در ميان آن ، طنز نيز به وجود مى آمد كه اغلب موجب رفع نواقص و اصلاح اخلاقى مى گشت و به جهت قراين حالى و مقالى كه دلالت بر مزاح و تفكيك ارادهء استعمالى از ارادهء جدى داشت ، به هيچ وجه از يكديگر نمى رنجيديم . ضمنا با حركات و نشان دادن عكس العملهاى خاص در برابر شوخىها و طنزها ، دوستان را از افراط و تفريط بر حذر مى داشتيم .
سؤال - مستحضريد كه طنزپرداز انديشمند هميشه اهداف عالى دارد خصوصا اگر متعهد باشد و غيرت دينى داشته باشد . او وضعيت موجود را مى بيند ، گاهى سوء مديريت در آن مشاهده مى كند ، اگر طنزپرداز به دليل مصالح اهمّ ، دست به كار طنز بزند اشكالى به نظر نمى رسد چون يكى از مباحث عمده كه در بين فقهاء و مراجع تقليد قم مطرح كرديم و خوب است كه در خدمت حضرت عالى هم مطرح شود ، اين است كه گاهى طنز از مصاديق امر به معروف و نهى از منكر قرار مى گيرد گاهى طنز يكى از ابزار تبليغ به اين معنا است يعنى اين كه طنزپرداز نگاه مى كند خلأ و عيوبى را مى بيند ، كاستىهاى اجتماعى ، فرهنگى ، اقتصادى و سياسى را مشاهده مى كند . لذا سؤال اين است : به نظر حضرت عالى با توجه به مباحثى كه اشاره فرموديد آيا طنز را مى توان از مقوله امر به معروف و نهى از منكر دانست ، اساسا در چه محدوده اى مى توان گفت طنز حلال است و در چه محدوده اى حرام است ؟
پاسخ - اگر به عنوان مورد طنز اهانت بشود و مورد هم شايسته اهانت نباشد قطعا حرام است ، خودش متوجه بشود يا نه و اين كه خودش