رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٦٤ - علل و نتايجى كه در آيات مذكور ، براى انفاق ذكر شده است
الف ) تصديق و يقين .
ب ) تفتيش و بررسى براى تشخيص مصرف شايسته .
ج ) تفتيش در خود نيّت كه اگر براى خداست انفاق كند و اگر ريا يا منّتى در نيّت هست آن را بىفايده بداند .
د ) تمكين نفس بر طاعت خدا .
اما با نظر به عموم كلمه « تثبيت » همه اين مفاهيم قابليّت آن را دارد كه مصداق تثبيت باشد ، معنايى را هم كه ما گفتيم ( تثبيت حيات خود انفاق گران ) با هيچ يك از آن معانى منافاتى ندارد .
٣ - در آيه ٤١ سوره توبه مى فرمايد :
( . . وَجاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ الله . . ) ( با مال و جان خود ، در راه خدا جهاد كنيد . ) انفاق را مجاهده خوانده و يكى از دو نوع مجاهده قرار داده است . در صورتى كه انفاق براى حفظ موجوديت ( كه در اشكال فوق گفته شده است ) مانند تنفس است براى حفظ زندگى . يعنى اگر انفاق تنها براى حفظ موجوديت انفاق گران است ، امرى است ضرورى و براى مقصدى است عايد به خود انفاق گران و چنين چيزى ديگر مجاهده نخواهد بود و اطلاق مجاهده بر چنين امرى ضرورى ، نامعقول است .
٤ - مقصود از ( « تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ) حفظ موجوديت انفاق گران در جامعه ، به عنوان و با وصف « انسانهاى كامور و بى خيال » نيست ، بلكه مقصود ، آن تثبيتى است كه در توجيه علت وضع حقوق و لزوم آن براى جامعه گفته مى شود .
توضيح : هر يك از افراد انسان ، به خودى خود ، داراى اراده و تمايل و خواست بىنهايت است . اگر افراد در اعمال اين اراده و ارضاى اين تمايل و خواسته بىنهايت ، آزاد باشند ، بدون هيچ گونه ترديد ، به تزاحم و تصادم منتهى خواهد گشت و هر گونه اجتماعى هم كه تصور شود - با فرض مذكور - سرانجام سقوط خواهد كرد . از اينجاست كه حقوق وضع مى شود و همين وضع شدن و مقرّر شدن حقوق است كه ارادههاى بىنهايت را محدود مى كند و جلوى تزاحمى را كه مولود بىنهايت بودن خواسته هاست مى گيرد . و همين وضع و مقرّر كردن موازين حقوقى است كه ارادهها و تمايلات محدود