رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - مسأله دوم - برطرف كردن موانع قانونى اختلاط زن و مرد مانند تجويز سقط جنين
معيشت ضنك است ، نه فقدان واقعى مواد غذايى .
( وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَه مَعِيشَةً ضَنْكاً . . ) [١] ( ) ( و هر كس از ذكر و توجه به من ( خدا ) روى گردان شود ، پس براى او است معيشت تنگ و اضطراب آميز و ناتوانى در تعقل . . ) ( ٤ - وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ ) [٢] ( ) ( اگر مردم آبادىها ايمان مى آوردند و تقوى مى ورزيدند بركاتى از آسمان و زمين براى آنان نازل مى كرديم . ) در اين مورد بسيار مناسب است جمله اى را از سخنان يكى از صاحب نظران علوم انسانى بياوريم او مى گويد :
( اگر يك صدم گريه اى كه در طول تاريخ در بارهء شكمهاى گرسنه و بدنهاى برهنه ريخته شده است به ارواحى كه گرسنهء معرفت و تقواى انسانى هستند ، ريخته مى شد ، نه شكمى گرسنه مى ماند و نه بدنى برهنه و نه ارواح گرسنه . ) مسأله دوم - برطرف كردن موانع قانونى اختلاط زن و مرد مانند تجويز سقط جنين آن چه كه تجربههاى مربوط به انسان شناسى در قلمروهاى گوناگون نشان داده است ، اين است كه گسيختن انسان از اصول و قوانين تثبيت شده اى كه منطق و وجدان دينى و اخلاقى و جريانات طبيعى تأييد كرده است ، حيات و شئون آن را به شكل بار سنگينى بر دوش انسان در مى آورد به طورى كه تحمل يك قضيهء تابو بر يك انديشمند آگاه آسانتر از تحمل حيات بىاصل به يك انسان داراى عقل و روان معتدل مى باشد . اين حالت جنون و مبارزه با انديشه كه در وقيحترين شكلش به فرزندان نيمهء دوم قرن
[١] سوره طه ، آيهء ١٢٤
[٢] سوره اعراف ، آيهء ٩٦