رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - رواياتى كه به طهارت اهل كتاب دلالت دارد
ذاتى اهل كتاب ديده نمى شود ؟ با اين كه مسأله مزبوره فوق العاده با اهميّت بوده است كه آيا لزوم اجتناب از اهل كتاب به جهت نجاست ذاتى آنها است يا عرضى ؟ از اين معنى مى توان استفاده كرد كه : مسأله نجاست ذاتى آنها به اصطلاح فقهى ، منظور پيشوايان ما نبوده است . ممكن است گفته شود : پيشوايان ، احكام نجاست را گوشزد مى كردند ، مانند اين كه در آبى كه يهود يا نصرانى دست برده است نمى توان دست داخل كرد ، يا اگر دستت را در آن آب داخل كردى آن را بشوى .
پاسخ اين توهّم اين است كه اكتفاء به احكام نجاست در ساير موارد كه داراى يك جهت بوده است دور از منطق نيست ، و اما در مورد بحث ما كه نجاست داراى دو عنوان ذاتى و عرضى است اكتفاء به حكم ، دور از قواعد قانون گذارى عقلايى است ، زيرا مكلفين نخواهند دانست كه لزوم شستن دست براى نجاست ذاتى است يا عرضى .
دليل دوم - چون اهل كتاب و ساير فرق غير اسلامى از نجاسات معينه در شرع اسلامى اجتناب نمى كردند ، لذا هيچ دليل اطمينان آورى وجود ندارد كه اثبات كند منظور اين روايات نجاسات عرضى نبوده است و به همين جهت است كه محقق بزرگ ، حاج آقا رضا همدانى مى گويد :
( اين روايات هيچ گونه تلازمى با نجاست ذاتى اهل كتاب ندارد نه عقلا و نه شرعا ) . [١] بايد در نظر داشت كه محقق همدانى ، در درك روايت و ذوق فهم حديث ، در ميان فقهاى اماميه در دوران اخير كم نظير بوده است .
رواياتى كه به طهارت اهل كتاب دلالت دارد رواياتى كه دلالت بر طهارت اهل كتاب دارد فراوان است و در اصطلاح فنى ، رواياتى كه بدين حد از فراوانى برسد « مستفيضه » ناميده مى شود ، از آن جمله :
١ - روايت صحيح از اسماعيل بن جابر مى گويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم در بارهء طعام اهل كتاب چه دستور مى دهيد ؟ فرمود : مخور ، پس از لحظاتى سكوت فرمود :
[١] مصباح الفقيه ، ص ٥٥٩