رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - تفاوتهاى دو نظام حقوق بشر از ديدگاه اسلام و غرب
بتوانند تلقينات را از حقايق تفكيك كنند و هوسبازى و خودخواهى را در اين امر حياتى دخالت ندهند ، بسيار منطقى خواهد بود . اما جوامعى كه به چنين رشد و كمالى نرسيدهاند ، بىترديد از آزادى مزبور نه تنها نمى توانند به طور صحيح برخوردار گردند بلكه ممكن است آزادى براى آنان وسيلهء تيره روزيها و بىچارگىهاى فكرى و ديگر امور زندگى شود . از ديدگاه اسلام مى توان گفت كه انسانها مى توانند دورانى را براى تحقيق و بررسى در بارهء مذاهب در نظر بگيرند ولى البته با تعليمات و راهنمايىهاى عالمانه و مخلصانه . در قرآن مجيد آمده است كه :
( لا إِكْراه فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ) [١] ( ) ( هيچ گونه اكراهى در دين نيست زيرا رشد و هدايت از ضلالت آشكار شده است . ) بديهى است براى فرد يا جامعه اى كه رشد و هدايت از ضلالت آشكار و تفكيك نشده است نمى توان به آن فرد و جامعه در انتخاب مذهب كه طريق كمال آدمى است آزادى داد بلكه بايد آنان را تحت تعليم و تربيت و توجيه صحيح قرار داد . اين آيه واقعيت كاملا روشنى را متذكر مى شود كه : با تبيين و تفكيك حق از باطل و رشد از گمراهى ، هر انسان آگاه و خردمندى دين الهى را مى پذيرد و نيازى به اكراه و اجبار نيست .
از اينجا و با نظر به مجموع منابع اسلامى از يك سو و با توجه دقيق به محتويات ديگر عقايد و مكاتب از سوى ديگر ، مى توان پاسخ اين سؤال را كه چرا اسلام با تغيير دادن مذهب اسلام مخالف است ، با اين كه خود را حامى آزادى مى داند ، بيان نمود كه بدان جهت كه اسلام جامع امتيازات انسانى همهء اديان حقهء الهى و تأمين كنندهء همهء حقوق و آزادىهاى مسئولانهء بشريت است ، لذا تغيير دادن عقايد اسلامى به مذاهب ديگر نه تنها موجب به دست آوردن امتيازى نمى گردد بلكه باعث از دست دادن امتيازات زندگى با « حيات معقول » مى شود كه هدف اساسى اسلام است و ما وقتى كه مى گوييم « اسلام » ، در حقيقت مى گوييم « دين حضرت ابراهيم خليل عليه السّلام » كه جامع
[١] سورهء بقره ، آيهء ٢٥٦