رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - مسئوليت دولت
٣ - كار فرما و مأمور حاكم در بارهء كارهاى اشخاصى كه تحت تسلَّط آنان قرار گرفتهاند البتّه فقط در مورد كارهاى مربوطه . « مفهوم اين قانون اين است كه مسئوليت پدر و مادر و آموزگاران و مربّيان و كارفرمايان ناشى از عدم مواظبت و اهمال كارى مى باشد ، و به همين جهت مى توانند در صورت رويداد بزه از كودكان در مقام دفاع بر آمده و اثبات كنند كه در اين باره مقصّر نبودهاند .
قانون فرانسه حاكم را فقط در بارهء مربّيان سازمانهاى عمومى مسئول قرار مى دهد .
ولى ما مى توانيم از ملاحظهء مجموع مواد قانون فرانسه در بارهء مسئوليت ، ( مخصوصا همين ماده را كه فعلا متذكَّر شديم ) استفاده كنيم كه تعقيب مسئوليتهاى فوق مانند :
ساير وظايف حاكم به عهدهء او مى باشد . ( البته بديهى است كه به جهت امكان عروض تغيّرات ، بايد به مواد فعلى قانون فرانسه مراجعه كرد . ) بنتام در كتاب « اصول قوانين » صفحهء ١٥٧ چنين مى گويد :
( بعضى از فلاسفه گفتهاند : نبايستى پدران را در بارهء تربيت فرزندان رها نمود ، تا در نتيجه كودكان به جهت عدم تربيت ، اسير غرايز و هوا و هوس بوده و قوانين را محترم ندانند و از اين راه ضررها و خسارتها براى افراد جامعه وارد گردد . فلاسفه مثالهايى هم در اين باره بيان نمودهاند ، مانند « اسپارتىها » و « ايرانيان قديم » آنان دخالت دولت را براى تربيت و جلوگيرى كودكان از بزهكارى لازم شمردهاند . ) البته در دوران كورش كبير دخالت دولت در تربيت و جلوگيرى كودكان از بزهكارى به طور دسته جمعى ثابت شده است . ما چند جمله در اين باره نقل مى كنيم :
« در پارس دوازده طايفه وجود دارد ، براى تربيت كودكان از ميان پير مردان كسانى را انتخاب مى كنند كه بتوانند اخلاق آنها را نيكوتر كنند . . كودكان به دبستان مى روند تا خواندن را فرا گيرند ، سرپرست آنها بيشتر روز را به اجراى عدالت مشغول است ، زيرا بين كودكان هم اتّهام به دزدى ، جبر ، فريفتن ، دشنام دادن و ساير تقصيرات روى مى دهد .