رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣ - علل و نتايجى كه در آيات مذكور ، براى انفاق ذكر شده است
نتيجه انفاق ، حفظ موجوديت توانگران است يا تحكيم اوضاع اجتماعى ؟
آيه ٢٦٥ از سوره « بقره » چنين است :
( وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله وَتَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ . . ) ( مثل آنان كه در راه رضاى خداوندى و براى استوار ساختن نفوس خويشتن ، ثروت خود را مى بخشند مانند باغى است كه . . ) ظهور اين آيه مى رساند كه يكى از علل انفاق نيز تثبيت و استوار ساختن و پا بر جاى نمودن خود انفاق كنندگان و بخشندگان است .
ممكن است در اينجا چنين به نظر رسد كه بنا بر اين ، نتيجه انفاق در حقيقت حفظ موجوديت خود اغنيا و توانگران است ، در اين صورت اگر اغنيا بتوانند با استفاده از قدرتهاى ديگر ، موجوديت خود را حفظ كنند ، انفاق براى آنان حتمى و لازم نخواهد بود ، اگر چه تمام افراد جامعه در فقر و فلاكت به سر برند و به روز سياه بنشينند ! اين گمان و توهّمى است كه با توجه به آن چه ذيلا مى نگاريم ، كاملا بىمورد و ناوارد مى باشد :
١ - در اين آيه ، دو علت براى انفاق ذكر شده است :
الف ) ( « ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله » ) و طلب خشنودى خدا و راه خدا و براى خدا .
ب ) ( « تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ) پايدار ساختن و استوارى نفوس بخشندگان و انفاق كنندگان .
اكنون ببينيم چطور ممكن است ، مقصود از ( « تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ) حفظ موجوديت انفاق كنندگان باشد ، اگر چه به هلاكت اقتصادى جامعه و سرايت و شمول فقر منجر شود .
اين معنى قطعا ممكن نيست منظور شود ، زيرا با ( « ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله » ) منافات و تضاد صريح دارد . چون انفاقى كه فقط براى حفظ موجوديت عده اى باشد و به ديگر افراد و بندگان خدا نظرى نباشد و آنان به هر گونه به سر برند و به هر روز بنشينند ، اهميّت داده نشود ، اين مبارزه با خداست نه طلب رضايت خدا و اين عمل را چگونه مى توان طلب رضاى خدا دانست .
٢ - در تفسير ( « تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) مطالب متعددى گفتهاند ،