رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٢ - بيمارىهاى علاج ناپذير بر مبناى قواعد پزشكى
٢ - جهل به اين كه پس از مرگ چه پيش خواهد آمد ؟ آيا خوشى و راحتى پيش خواهد آمد ، يا رنج و درد ؟ بايد به اين ناآگاهان گوشزد كرد كه :
< شعر > مرگ هر يك اى پسر همرنگ اوست پيش دشمن ، دشمن و بر دوست ، دوست اى كه مى ترسى ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترسانه از وى هوشدار روى زشت توست نى رخسار مرگ جان تو هم چون درخت و مرگ برگ گر به خارى خسته اى خود كشته اى ور حرير و قز [١] درى خود رشته اى < / شعر > ٣ - ترس از خود مرگ ! دردهاى عارض در حال احتضار ، پديدههاى بىنهايت نيستند .
٤ - نادانى در بارهء بقاى ابدى روح ، زيرا انسان اگر چه به طور ناآگاه هم باشد از عدم و فنا وحشت دارد . بقاء ابدى روح با نظر به دلايلى كه در موردش بحث مى شود قطعى است .
٥ - دل باختن به خود زندگى و جهل به اين كه اين زندگى ، دالان بسيار پر معنايى است براى حيات حقيقى كه جايش ابديت است . با دقت در اين علل و بقيه عوامل ترس از مرگ كه ابن سينا در رساله « فى دفع الغم من الموت » ، ( رساله اى است در دفع اندوه از مرگ ) آورده است ، ثابت مى شود كه همه عوامل ترس از مرگ يا مربوط به جهل ما است و يا مربوط به كوتاهى كردن در انجام تكاليف و ايفاى حقوقى كه ما در زندگى به عهده داريم .
< شعر > اين جهان هم چون درخت است اى كرام ما بر او چون ميوههاى نيم خام سخت گيرد خامها مر شاخ را زانكه در خامى نشايد كاخ را چون بپخت و گشت شيرين لب گزان سست گيرد شاخهها را بعد از آن چون از آن اقبال شيرين شد دهان سست شد بر آدمى ملك جهان < / شعر > سؤال ١٢ - توصيه و نصايح شما به پزشكان و پرستارانى كه از اين بيماران ( لا علاج ) مراقبت مى كنند چيست ؟
[١] ابريشم