طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٦٨ - پيدا كردن پوشنهاء پروردها كه از بخار آيد اندر هوا
و رنگى سوى [١] زير دارد- و رنگى سوى زبر [٢]، و رنگى ميانه؛ و گاهى بود كه رنگ ميانه نبود، و گرد بود [٣]، زيرا كه بعد اجزاش [٤] از آفتاب يك [٥] بعد بود، و آفتاب چون قطب بود، و [٦] تمام نتواند شدن، زيرا كه اگر تمام شود تماميش زير [٧] زمين افتد، و زير زمين ديدارى نبود.
و [٨] اما خرمن ماه از آن بود كه ماه اندر بخار بتابد [٩] چنان كه اندر آينه، و بعد وى از آينه بهر سوى يك بعد بود [١٠] زيرا كه هرآينه را [١١] اندازه است كه چيز را از آنجا [١٢] نمايد، و چون اينها بسيار بوند [١٣] و كوچك بوند، و اندر گرد وى بوند، و هر يكى را نشايد [١٤] ديدن،
[١] رنگى سوء- ق،- رنگ سوى- ل.
[٢] سوء زبر- ق،- سوى زير- ن.
[٣] بود و كرد بود ا- ط.
[٤] احراتش- ن،- از اجزاش- ه.
[٥] يكى- آ- ط- د- ن- كب.
[٦] بى: و- م- ك.
[٧] بزير- ن.
[٨] بى: و- ن.
[٩] بيايد- د،- نيايد- ن.
[١٠] بودا- ط.
[١١] بى: را- ق،- آئينه را- د- آ- ه- ط.
[١٢] ايست كه چيزى الخ- ط- د- ن-، است كه چيز را از آن- كب.
[١٣] انتها بسيار بودند- ن.
[١٤] شايد- د،- نشايد كه- ط،- هر يكير را نشايد- ل.