تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤٠٥ - متن
مىكند كه اصلا اساسى ندارد. و مىپندارد كه آن احاديث، حق است. زيرا از بس آنها را از افرادى مانند خود كه به كم تقوايى و دروغگويى شناخته نمىشوند، شنيده است. از قول على عليه السّلام چيزهاى زشتى نقل مىكنند، از قول حسن و حسين عليهما السّلام چيزهايى نقل مىكنند كه خدا مىداند رواياتى باطل و دروغ است.
ابان گويد: به حضرتش گفتم: نمونههايى از اين احاديث دروغ را برايم بگو، فرمود: روايت كردهاند كه: «سرور پيران بهشت ابو بكر و عمر هستند» و اينكه «عمر محدث بود» و اينكه: «فرشتگان به او تلقين مىكرد» و اينكه «متانت و وقار بر زبان عمر جارى بود»، و اينكه: «فرشتگان از عثمان شرم داشتند» و اينكه پيامبر فرموده:
«مرا وزيرى از اهل آسمان و وزيرى از اهل زمين است» و اينكه پيامبر فرموده: «به كسانى كه پس از من مىآيند اقتدا كنيد» و اينكه پيامبر خطاب به غار حرا فرموده:
«استوار باش، كسى جز پيامبر و صديق و شهيد بر تو نيست». تا آنجا كه امام باقر عليه السّلام بيش از يك صد روايت برشمرد كه راويان آنها مىپندارند اينها درست و بر حق است.
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: به خدا سوگند همه اينها دروغ و باطل است.
گفتم: هيچ چيزى از اينها درست نيست؟ فرمود: برخى از اين احاديث ساختگى است و برخى تحريف شده، منظورم از حديث تحريف شده مانند اين يكى كه پيامبر خطاب به حرا فرموده: «همانا كه بر تو پيامبر خدا و صديق و شهيد است» يعنى على عليه السّلام است كه حرا سخن پيامبر را پذيرفت، و مانند اين حديث كه معناى آن را نيز تحريف كردهاند: پيامبر خطاب به حرا فرمود: «و چگونه بر تو مبارك نيست كه بر بلنداى تو پيامبر و صديق و شهيد قرار دارند»، يعنى على عليه السّلام، و بسيارى از اين احاديث دروغ و باطل است. پروردگارا سخنم را سخنان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم و سخن على عليه السّلام قرار بده تا كه خداوند مهدى عليه السّلام را برانگيزد، و نه آنچه امّت محمد صلّى اللَّه عليه و اله و سلم پس از آن حضرت در آن دچار اختلاف شدند.