تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٠٠ - متن
صورت مىگرفت و رسول خدا نزد من مىآمد. هر گاه من بر آن حضرت در خانه هر يك از همسرانش وارد مىشدم، با من خلوت مىكرد و زنانش را بيرون مىفرستاد و من بودم و او، و هر گاه نزدم مىآمد و در خانهام خلوت مىگزيديم، فاطمه عليها السّلام و فرزندانم ما را تنها مىگذاشتند. هر گاه از حضرتش مىپرسيدم پاسخم مىداد و هر گاه خاموش مىشدم يا پرسشهايم تمام مىشد، حضرتش آغاز مىكرد. آيهاى نبود كه بر حضرتش نازل شده باشد مگر كه آن را بر من مىخواند و به من املا مىفرمود و من به خط خودم آن را مىنوشتم. حضرتش از خدا مىخواست كه آن آيه را به من بفهماند و به خاطرم سپرد. لذا آيهاى نيست كه حفظ كرده باشم و تأويلش را حضرتش به من آموخته باشد و آن را به من املا فرموده و من به خط خويش نوشته باشم و آن را فراموش كرده باشم. چيزى نيست كه خداوند از حلال و حرام يا امر و نهى يا طاعت و معصيت كه هست و خواهد بود تا روز قيامت، به حضرتش آموخته باشد و آن حضرت به من نياموخته باشد و من همه آنها را حفظ كردم و حتى يك حرف آنها را فراموش نكردهام. حضرتش دست بر سينهام نهاد و از خدا خواست كه قلبم را سرشار از دانش و بينش و بينايى و حكمت و نورانى كند و به گونهاى به من بياموزد كه نادان نمانم و به خاطرم سپرد كه از ياد نبرم.
* روزى به حضرتش گفتم: اى پيامبر خدا! شريكانم كيانند؟ فرمود: كسانى كه خداوند آنان را به خود و من نزديك ساخته، كسانى كه در حقشان فرموده: «اى كسانى كه ايمان آورديد؛ اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول و صاحبان امر خود را.» [١] پس اگر از تنازع در چيزى از دين هراسيديد به خدا و رسول و صاحبان امر خود مراجعه كنيد. گفتم: اى پيامبر خدا! آنان چه كسانى هستند؟ فرمود: آنان اوصياء هستند، همهشان هدايتگر و هدايت شدهاند تا كه بر من در كنار حوضم در آيند، نيرنگ هيچ نيرنگبازى زيانشان نزند و خوارى خواركنندهشان شامل
[١]قرآن ٤/ ٥٩.