تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٨٤ - متن
طلحة گفت: اى ابو الحسن! به پرسشم در مورد قرآن پاسخ ندادى كه گفتم چرا آن را براى مردم آشكار نمىكنى؟
فرمود: اى طلحة! عمدا از پاسخ به پرسش تو خوددارى كردم! طلحة گفت: پس، از آنچه عمر و عثمان نوشتهاند با خبرم ساز كه آيا همه آنچه را نوشتهاند قرآن است يا كه در آن غير از قرآن هم هست؟
فرمود: همه آنچه را نوشتهاند قرآن است اگر به آنچه در آن است عمل كنيد از آتش رهايى يابيد و به بهشت درآييد، در آن حجّت ما و بيان امر ما و حق ما و وجوب طاعت ما نهفته است. طلحه گفت: مرا بس است، اگر قرآن است مرا همان بس است.
سپس طلحه گفت: از قرآنى كه در دست تو است و تأويل آن و دانش حلال و حرام، برايم بگو كه به چه كسى پس از خود خواهى سپرد؟
فرمود: به كسى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم مرا فرموده تا به او سپرم.
گفت: او كيست؟ فرمود: وصيّم و سزاوارترين مردم به مردم پس از من؛ اين پسرم حسن، سپس پسرم حسن به هنگام مرگش به اين پسرم حسين خواهد سپرد و سپس در دست فرزندان حسين يكى پس از ديگرى خواهد گشت تا كه آخرينشان آن را به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم در كنار حوض تحويل دهد، آنان با قرآن هستند و قرآن با آنان مىباشد، از قرآن جدا نشوند و قرآن از آنان جدا نشود.
بدانيد كه معاويه و پسرش پس از عثمان پى در پى درآيند و پس از آن دو، هفت نفر از فرزندان حكم بن ابى العاص [١] يكى پس از ديگرى بيايند تا كه دوازده پيشواى گمراه را كامل كنند، كسانى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم آنان را بر منبر خويش ديد كه امتش را به قهقرا مىبرند، دهتاىشان از بنى اميه و دوتاىشان بنيانگذاران آن حكومت
[١]حكم بن ابى العاص بن اميه، چهره معروف جبهه مقاومت مشركان مكّه، از شكنجهگران پيامبر صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم و مسلمانان نخستين. ن. ك: محمد بن حبيب/ المنمق في اخبار قريش ٤٨٤.+ المحبّر ١٥٧.