تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٨٢ - متن
در محضرش پيشتاز همه رويدادهاى سخت بودم؛ از جلوى دشمن نگريختهام و نه شكست خوردهام و نه كنارى كشيدهام و نه خسته و سست شدهام و نه از جنگ منصرف شدهام و اجازه ندادهام كه دشمن دنبالم كند، زيرا بر پيامبر و وصى پيامبر روا نيست هر گاه كه پيشاپيش امتش با دشمنش به نبرد پردازد، از جنگ برگردد يا كه از آن منصرف شود بايد بجنگد تا كه كشته شود يا كه پيروز گردد. اى پسر قيس! آيا شنيدهاى كه گريخته باشم يا كه حتى از عرصه نبرد دور مانده يا عقب كشيده باشم؟
اى پسر قيس! به آن كه دانه را شكافت و انسان را آفريد سوگند! اگر در آن روز كه دار و دسته تيم بن مرّة با ابو بكر بيعت كردند (كه مرا به خاطر بيعت با او سرزنش مىكنى) چهل نفر مىيافتم كه همهشان مانند آن چهار نفر آگاه مىبودند، دست نمىدادم و با آنان مىجنگيدم، ولى نفر پنجمى نيافتم لذا خوددارى كردم.
اشعث گفت: اين چهار نفر چه كسانى بودند؟ فرمود: سلمان، ابو ذر، مقداد و زبير بن صفيّه پيش از آنكه بيعتم را بشكند؛ او دو بار با من بيعت كرده بود، در بيعت نخست به آن وفا كرد؛ وقتى مردم با ابو بكر بيعت كردند چهل مرد از مهاجران و انصار نزد من آمدند و با من بيعت كردند، زبير در ميانشان بود. به آنان دستور دادم كه سحرگاهان سر تراشيده و سلاح برگرفته در خانهام آماده باشند. از آنان كسى راست نگفت و به من وفا نكرد جز چهار نفر: سلمان، ابو ذر، مقداد و زبير. در بيعت دوّمش با من؛ او و رفيقش طلحة پس از اينكه عثمان كشته شد، نزد من آمدند و با رضا و رغبت با من بيعت كردند، سپس مرتد شدند و پيمان شكستند و حيله كردند و دشمنى ورزيدند و زيانكار شدند و از دينشان برگشتند و خداوند هم كشتشان و به دوزخ فرستاد و اما آن سه نفر ديگر سلمان و ابو ذر و مقداد بر دين محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و ملت ابراهيم پايدار ماندند تا كه به ديدار خدا شتافتند، خداى رحمتشان كند.
اى پسر قيس! به آن كه دانه را شكافت و انسان را آفريد سوگند! اگر آن چهل نفرى كه بيعت كردند به من وفادار مىماندند و سحرگاهان در خانهام آماده مىبودند،