تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١١٤ - متن
است دو چيز است: پيروى از هوى و هوس و آرزوى دراز، پيروى از هوى و هوس انسان را از حق باز مىدارد و آرزوى دراز موجب فراموش كردن آخرت مىشود.
همانا كه دنيا رو به پشت دارد و آخرت رو به جلو، و هر كدام را رهروانى است؛ شما اگر توانستيد از رهروان آخرت باشيد و نه از رهروان دنيا، همانا كه امروز روز عمل است و نه روز حساب و فردا روز حساب است و نه روز عمل! همانا كه آغاز وقوع فتنهها از هوى و هوسهايى است كه پيروى شود و احكامى است كه به بدعت پديد آيد كه در آنها با حكم خداوند مخالفت شود و به خاطر آنها گروهى طرفدار گروهى و گروهى بيزار از گروهى گردند.
بدانيد كه اگر حق خالص باشد در آن اختلافى روى ندهد و اگر باطل هم خالص باشد بر فرد عاقل و هوشيارى بطالت آن پوشيده نماند، ولى پارهاى از حق و پارهاى از باطل گرفته شود و در هم آميخته گردد و با هم يكى به حساب مىآيد، در اينجا است كه شيطان بر ياران خويش مستولى مىگردد و تنها كسانى نجات مىيابند كه دانش و فضايل ما بر آنان پيشى گرفته باشد.
شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم مىفرمود: «چگونه خواهيد بود آنك كه فتنه شما را در بر گيرد كه در آن كودك پير گردد و كهن سال پيرتر شود! مردم در آن فتنه خوى گيرند و آن را سنّت شمرند و هر گاه از آن چيزى تغيير كرد گفته شود كه مردم منكرى را آوردند! سپس بلا شدّت يابد و نسل گرفتار شود و فتنهها نرمشان كند آن گونه كه آتش چوب را و آسياب دانه را نرم كند، مردم در غير دين تفقّه كنند و براى غير عمل بياموزند و دنيا را به قيمت آخرت خويش خواهند».
سپس حضرتش رو به گروهى از خاندان و پيروانش كرد و فرمود: به خدا سوگند! پيشوايان پيش از من كارهاى شگفتى انجام دادند كه به عمد با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم به مخالفت پرداختند، اگر مردم را وادار به ترك آنها مىكردم و آن بدعتها را به حقيقتى كه در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم بود بر مىگرداندم، سپاهيانم از پيرامونم پراكنده