تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٨٩ - متن
داشت. نخستين كسى كه او را تصديق كرد و به او ايمان آورد پسر عمويش على بن ابى طالب بود، ابو طالب عموى رسول بود و از او دفاع مىكرد و دشمنانش را از او باز مىداشت و ميان او و كافران قريش حايل مىشد كه مىخواستند او را بترسانند يا آزارش دهند، و او را به ابلاغ رسالات پروردگارش تشويق مىنمود. رسول خدا با وجود ابو طالب از اذيت و آزار مصون بود تا كه عمويش ابو طالب درگذشت و پسرش على را فرمود كه همراه و ياور پيامبر باشد. على همراهيش كرد و ياريش نمود و در همه سختىها و تنگناها و تهديد و ترسها جان خويش را نثارش كرد و به اين خاطر بود كه خداوند از ميان قريش على را مخصوص گردانيد و از ميان همه عرب و عجم گراميش داشت. رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم همه فرزندان عبد المطلب را كه در ميانشان ابو طالب و ابو لهب نيز بودند، گرد آورد. آنان در آن روز چهل نفر بودند. رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم دعوتشان نمود. در آن روز على عليه السّلام خادم رسول بود. در آن روز رسول خدا كه در خانه عمويش ابو طالب بسر مىبرد، فرمود: كدامتان مىخواهيد برادرم، وزيرم، وارثم و جانشينم در ميان امتم و ولىّ هر مؤمنى پس از من باشيد؟ همه خاموش شدند، تا كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم سه مرتبه اين جمله را تكرار فرمود. على گفت: من، اى رسول خدا! كه درود خدا بر تو باد. رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم سر على را در دامنش گذاشت و زبان در دهانش نهاد و فرمود: پروردگارا! او را از دانش و آگاهى و فهم سرشار كن، سپس به ابو طالب فرمود: اى ابو طالب! از هم اكنون حرف پسرت را گوش كن و مطيع او باش كه خداوند او را نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى قرار داد. رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم ميان مسلمانان پيمان برادرى بست و ميان خود و على نيز پيمان برادرى برقرار نمود».
قيس چيزى از مناقب على عليه السّلام را فرو گذار نكرد و همهاش را بيان نمود و با آنها عليه معاويه استدلال و احتجاج كرد و گفت: جعفر بن ابى طالب كه با دو بال در بهشت پرواز مىكند و خداوند از ميان مردم تنها او را به اين ويژگى مخصوص