تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٥٢ - متن
نيابد. و اما در رابطه با آنچه بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم دروغ مىبنديد، مصداق اين فرموده خداوند است كه: «يا كه حسد مىورزند مردمى را كه خداوند از فضل خويش به آنان داده است، حقا كه آل ابراهيم را كتاب و حكمت بخشيديم و آنان را پادشاهى بزرگ داديم» [١] كتاب، نبوّت است و حكمت، سنّت و پادشاهى خلافت و ما آل ابراهيم هستيم.
* مقداد برخاست و گفت: اى على! به چه فرمانم مىدهى؟ به خدا سوگند اگر دستور دهى شمشير مىزنم و اگر بفرمائى دست نگه مىدارم.
على عليه السّلام فرمود: اى مقداد! دست نگهدار و پيمان رسول به ياد آور و آنچه تو را به آن وصيت فرموده است.
* سلمان گويد: برخاستم و گفتم: به آن كه جانم به دست او است سوگند؛ اگر بدانم كه مىتوانم ستمى را برطرف كنم و دين خدا را نيرومند گردانم. شمشيرم را بر گردنم مىآويختم و گام به گام پيش مىرفتم و مىجنگيدم. آيا بر برادر رسول خدا و وصى و جانشين او در ميان امتش و پدر نوادهگانش مىشوريد؟ بشارتتان باد به بلاى بزرگ و نوميد گرديد از ناز و نعمت.
* ابو ذر برخاست و گفت: اى امت سرگردان كه پس از پيامبرش به خاطر نافرمانى رها شده است؛ همانا كه خداوند مىفرمايد: «خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد و برخى از فرزندانشان را بر برخى ديگر برترى داد، خداوند شنوا و آگاه است» [٢]؛ آل محمّد نوادهگان نوح و آل ابراهيم از نسل ابراهيم و گزيده و سلاله اسماعيل و عترت محمد پيامبر اسلام، خاندان نبوت و جايگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان هستند، آنان چون آسمان برافراشته و كوههاى استوار و كعبه پوشيده و چشمهسار زلال و ستارگان درخشان راهنما كه
[١]قرآن ٤/ ٥٤ ..
[٢]قرآن ٣/ ٣٣، ٣٤.