تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٢٠ - متن
هيچ يك از دشمنان خدا در تشييع جنازهام و مراسم دفنم و نماز بر من حاضر نشوند.
ابن عبّاس گفت: و اين سخن امير مؤمنان عليه السّلام است كه فرمود: «چيزهايى است كه راهى براى ترك آن نمىبينم؛ اوامر و نواهى خداوند در قرآن كه بر قلب محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و سلم نازل شده [١]، نبرد با ناكثين و قاسطين و مارقين كه دوستم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم مرا به پيكار با آنان وصيت كرده و ازدواج با امامه دختر زينب كه فاطمه عليها السّلام مرا به آن وصيت نموده است».
فاطمه عليها السّلام در همان روزى كه وصيّت كرد، درگذشت. گريه زنان و مردان، مدينه را لرزاند و مردم سخت وحشت كردند، درست مانند روزى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم درگذشته بود. ابو بكر و عمر آمدند و به على تسليت دادند و گفتند: اى ابو الحسن! در نماز بر دختر رسول خدا بر ما پيش نگيرى! شب كه شد، على عليه السّلام، عباس و فضل و مقداد و سلمان و ابو ذر و عمار را فراخواند. عباس جلو افتاد و بر حضرتش نماز گزارد و دفنش كردند. صبح كه شد ابو بكر و عمر و مردم آمدند كه بر فاطمه عليها السّلام نماز بخوانند، مقداد گفت: ما ديشب فاطمه عليها السّلام را دفن كرديم. عمر رو به ابو بكر كرد و گفت: به تو نگفتم كه اينها چنين خواهند كرد؟! عباس گفت: فاطمه عليها السّلام وصيت كرده بود كه شما دو تا بر او نماز نگزاريد. عمر گفت: به خدا، شما بنى هاشم هنوز حسد قديمتان را نسبت به ما رها نكردهايد، اينها همان كينههاى نهان در سينههاتان است
[١]در متن، اين جمله نامفهوم بود، به نظر مىرسد مفهوم و منظور همان بوده كه در ترجمه آمده است.
عبارت متن چنين است: «اشياء لم اجد الى تركهنّ سبيلا، لانّ القرآن بها انزل على قلب محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و سلم:
قتال الناكثين و القاسطين و المارقين الذي اوصاني و عهد اليّ خليلى رسول اللَّه بقتالهم و تزويج امامة بنت زينب اوصتني بها فاطمه عليها السّلام. چيزهايى است كه راهى براى ترك آنها نمىبينم، زيرا قرآن در باره آنها بر قلب محمد صلّى اللَّه عليه و اله و سلم نازل شده: نبرد با ناكثين و قاسطين و مارقين كه دوستم رسول خدا مرا به آن وصيت كرده و ازدواج با امامه دختر زينب كه فاطمه عليها السّلام مرا به آن وصيت نموده است». پيداست كه در نسخههاى موجود هم اين عبارات به گونههاى مختلف آمده است. ن. ك: متن ٢/ ٨٧٠.