تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٨١ - متن
يارى نبينند.
در حالى كه عثمان بيش از چهار هزار نفر از خاندان و طرفداران و يارانش بودند و اگر مىخواست كه به وسيله آنان مردم را از قتل خويش باز دارد، مىتوانست. چرا مردم را از قتل خويش باز نداشت؟ اگر در آن روز كه همه بنو تيم بن مرّة با ابو بكر بيعت كردند، چهل نفر گوش به فرمان مىيافتم حقا كه با آنان جهاد مىكردم و اما روزى كه با عمر و عثمان بيعت كردند، چنين نمىكردم چرا كه من بيعت كرده بودم و فردى مانند من بيعت خويش را نمىشكند.
واى بر تو پسر قيس! وقتى عثمان كشته شد و من يارانى يافتم مرا چگونه ديدى؟
آيا در جريان نبرد بصره كه آنان پيرامون شترشان بودند از من سستى، عقبنشينى، ترس يا كوتاهى ديدى؟! شترى كه هر كس بر آن و پيرامون آن مىجنگيد و هر كس كه پس از آن واقعه، بازگشت و توبه نكرد و آمرزش نخواست، ملعون است، چرا كه يارانم را كشتند، بيعتم را شكستند و نمايندهام را در بصره مثله كردند و عليه من شوريدند، با دوازده هزار نفر به سوىشان شتافتم در حالى كه آنان حدود يك صد و بيست هزار نفر بودند. خداوند مرا بر آنان يارى كرد و همهشان را به دست ما كشت و سينه مؤمنان را شفا داد.
اى پسر قيس! نبرد ما را در صفين چگونه ديدى؟ آيا خداوند به دست ما پنجاه هزار نفر از آنان را در يك جا نكشت و به دوزخ نفرستاد؟
در نبرد نهروان ما را چگونه ديدى؟ آنك كه با مارقان برخورد كردم كه در آن روز به كيش كسانى چنگ آويخته بودند كه تلاششان را در دنيا تباه كردند و مىپنداشتند كه كار درستى انجام مىدهند! خداوند به دست ما در يك جا آنان را كشت و به دوزخ فرستاد و ده نفر هم از آنان بر جاى نماند و از مؤمنان هم ده نفر كشته نشدند.
واى بر تو پسر قيس! آيا در عرصههاى نبرد ديدهاى كه پرچم و بيرقم پس آيد؟
اى پسر قيس مرا سرزنش مىكنى؟ منى كه در همه جا يار و همراه پيامبر بودم و