تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٣٣ - اين گزارش در منابع زير نيز آمده است
در حالى كه يارانش پيرامونش بودند و گوش مىكردند فرمود: اى برادر! تو را بشارت باد! على گفت: اى رسول خدا! خداى تو را بشارت خير دهد و مرا فدايت گرداند.
رسول خدا فرمود: من امشب از خدا هر چه خواستم به من عطا فرمود و هر چه براى خودم خواستم براى تو نيز خواستم؛ از خدا خواستم كه ميان من و تو پيوند برادرى برقرار كند و كرد، از خدا خواستم كه تو را پس از من ولىّ هر مؤمنى كند و كرد، از خدا خواستم آن گونه كه مرا لباس نبوّت و رسالت پوشاند تو را لباس وصايت و شجاعت پوشاند و كرد، از خدا خواستم كه تو را وصىّ و وارث و خزانهدار دانشم كند و كرد، از خدا خواستم كه تو را نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى گرداند و به وسيله تو پشت مرا نيرومند سازد و تو را در رسالت من شريك كند و كرد، و فقط فرمود كه پس از تو پيامبرى نيست. خشنود شدم، و از خدا خواستم كه دخترم را به ازدواج تو درآورد و تو را پدر فرزندانم كند و كرد.
در اين هنگام يكى از حاضران به رفيقش گفت: شنيدى چه چيزهايى خواسته بود!؟
به خدا سوگند اگر از پروردگارش خواسته بود تا فرشتهاى به يارى او عليه دشمنش بفرستد يا براى او گنجى بگشايد كه خرج خود و يارانش كند كه سخت هم به آن نياز دارد، به مراتب بهتر بود از آنچه خواسته است! و ديگرى گفت: به خدا سوگند اگر انبانى خرما خواسته بود بهتر از اينها كه خواسته است بود!