تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٩٩ - متن
بسرايم؟ فرمود: به بركت خداوند بگو! حسّان گفت: اى بزرگان قريش! در محضر رسول خدا، سخنانم را گوش كنيد، و سپس سرود:
آيا نمىدانيد كه پيامبر؛ محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در كنار بركه خم آنك كه ايستاد و ندا داد؛ و جبريل از نزد پروردگارش آمد و خبر داد كه تو از گزند مردم مصونى نگران مباش به آنان برسان آنچه خداىشان فرستاد كه اگر نرسانى و از بيدادگرى بر خويش بيمناك باشى فرمانِ خداىِشان را نرساندهاى اگر از تبهكاران و دشمنان بر خويش بترسى پس برخاست و با دستِ راست خود دست على گرفت و بالا برد و با صداى بلند اعلام كرد و گفت:
از شما هر كه را من مولاىِ اويم، سخنم را به خاطر سپريد و فراموش نكنيد پس از من على مولاىِ او است و من از ميانِ خلق براى شما تنها به او راضيم اى پروردگار هر كه على را دوست دارد، دوست دار و دشمنِ آن كس باش كه دشمنِ على است اى پروردگار! يارىرسانِ على را يارى كن آن پيشواى هدايت را كه چون ماه مىدرخشد پروردگارا! خوار كن آن كه خوارش كند و در روز حساب كه در برابرت ايستند كيفرشان ده