تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢١٩ - متن
على مولاى او است، و هر كس را آن حضرت سزاوارتر از خودش به او است على نسبت به او از خودش سزاوارتر است و اينكه على جانشين وى در ميانشان و وصىّ او است، و اينكه هر كس اطاعتش كند خداى را اطاعت كرده و هر كس نافرمانيش كند خداى را نافرمانى كرده و هر كس او را دوست دارد خداى را دوست داشته و هر كس او را دشمنى كند خداى را دشمنى كرده است. امّت، على را انكار كردند و از ياد بردند و غير او را دوست داشتند. اى معاويه! آيا نمىدانى هنگامى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم سپاهى به مؤته اعزام داشت، جعفر بن ابى طالب را به امارت آن سپاه منصوب داشت و فرمود: «اگر جعفر كشته شد، زيد بن حارثه فرمانده است و اگر زيد كشته شد عبد اللَّه بن رواحه فرمانده است». و حاضر نشد كه خود سپاهيان براى خود فرماندهى انتخاب كنند، آيا چنين پيامبرى امتش را بدون تعيين خليفهاى رها مىكند؟! آرى به خدا هرگز آنان را در تاريكى و حيرانى و سرگردانى رها نكند، بلكه اين نخبگان قوم بودند كه خليفه منصوب رسول خدا را كنار زدند و بر رسول خدا دروغ بستند و هلاك شدند و آنان كه همراهىشان كردند نيز گمراه و هلاك شدند و هر كس كه پيروىشان كرد نيز گمراه شد، نفرين بر اين قوم ستمكار باد.
معاويه گفت: اى ابن عباس! سخنان گندهاى مىگويى! ما وحدت امّت را بهتر از اختلاف و پراكندگى مىدانيم و تو خوب مىدانى كه سرورت على نتوانست امّت را به راه آورد! ابن عباس گفت: شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم مىفرمود: «هيچ امّتى پس از پيامبرشان دچار اختلاف نشد مگر كه اهل باطل آن بر اهل حق آن غلبه كنند». اين امت در امور بسيارى وحدت نظر دارد و ميانشان اختلاف و نزاع و پراكندگى نيست، از جمله گواهى به يگانگى خداوند و اينكه محمد فرستاده خدا است، وحدت نظر در نمازهاى پنجگانه، خمس و زكات واجب، روزه ماه رمضان، حجّ خانه خدا و چيزهاى بسيار ديگر در اطاعت از خداوند، و نيز وحدت نظر در حرمت