تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١١٢ - اين متن در منابع زير آمده است
سپس به اطاعت از آن شناخت اقرار كند، او مؤمن است.
گفتم: شناخت از جانب خداوند است و اقرار از جانب بنده؟
فرمود: شناخت از جانب خداوند يعنى خواستن از خدا و داشتن راهنما و دريافت احسان و نعمت خدا، و اقرار نزد پروردگار يعنى كه بنده بپذيرد خداوند بر هر كس كه خواهد احسان كند.
بنا بر اين؛ شناخت يعنى كارى كه خداى در قلب كند و اقرار يعنى كارى كه قلب در رابطه با خدا نمايد و مشمول پاكى و رحمتش شود.
پس هر كس را كه خداى آگاه نگرداند، مسئوليتى متوجه او نيست؛ بر او است كه توقف كند و از آنچه نمىداند دست نگهدارد كه خداوند او را بر نادانيش عذاب نكند؛ او به كردارش كه فرمانبرى خدا باشد ستوده شود و به رفتارش كه نافرمانى خدا باشد عذاب گردد. بنا بر اين او مىتواند هم فرمانبرى كند و هم نافرمانى نمايد، اما چگونه است كه نتواند حق را بشناسد ولى بتواند نادان بماند؟! و اين محال است. تحقق چنين امرى ممكن نيست مگر به قضا و قدر و علم خداوند و آن هم عارى از هر گونه جبرى، چرا كه اگر بندگان مجبور باشند، معذورند و ناستودنى.
آن كس كه در امر دين بر او مشكلى رسد و نداند، او راست كه آن مشكل را به ما واگذارد، و آن كس كه خداى را به پاس نعمت سپاس گويد و به خاطر گناه از او آمرزش خواهد و بندگان فرمانبردار خدا را دوست بدارد و به پاس فرمانبرى سپاسشان گويد و نافرمانان را دشمنى ورزد و نكوهد، و در چنين صورتى دانستن آنچه را نداند به ما واگذارد، او را بس است.