تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٧٤ - متن
خدا! آيا همه اهل بيت تو؟ فرمود: «نه، ولى اوصياى من از اهل بيتم، نخستينشان برادرم على؛ وزير و وارث و جانشينم در ميان امتم، ولىّ هر مؤمنى پس از من، او نخستينشان است، سپس پسرم حسن، سپس پسرم حسين، سپس نه نفر از فرزندان حسين، يكى پس از ديگرى، تا كه در كنار حوض بر من درآيند، گواهان خداوند در زمينش و حجّتهاى خداوند بر خلقش، و خزانه داران دانش و معادن حكمت خداوند، هر كس پيروىشان كند خداى را پيروى كرده و هر كس نافرمانىشان كند، خداى را نافرمانى كرده است»؟ همه گفتند: گواهيم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم اين مطالب را فرمود.
على عليه السّلام همچنان مىپرسيد و چيزى نبود كه آنان را به خدا سوگند ندهد و از آنان نپرسد تا كه همه مناقب خويش را برشمرد و هر چه رسول در باره او گفته بود، بر زبان آورد و همه حاضران گفتههاى على عليه السّلام را تصديق كردند و گواهى دادند كه حق مىگويد.
سليم گفت: حضرتش چيزى از آنچه در باره شخص وى و يا در باره او و خاندانش در قرآن و بر زبان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم جارى شده بود، فروگذارى نكرد و آنان را در حقيقت آنها به خداوند سوگند داد. با شنيدن برخى از مناقب و فضايل، همگىشان مىگفتند: آرى! شنيدهايم، و در برخى ديگر از مناقب، گروهى مىگفتند: آرى شنيدهايم، و كسانى كه خاموش بودند به كسانى كه اقرار مىكردند مىگفتند: شما مورد اعتماد ما هستيد، افراد مطمئن ديگرى غير از شما نيز اين سخنان را براى ما نقل كردهاند كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم شنيده بودند.
حضرتش پس از نقل همه مناقب و فضايل، فرمود: پروردگارا! بر اينان گواه باش! حاضران گفتند: خدايا شاهد باش! ما جز حق و آنچه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم شنيدهايم چيزى نگوئيم، كسانى كه مورد اعتماد ما بودند ما را حديث كردند كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم شنيدهاند.