تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٠٥ - اين گزارش در منابع زير نيز آمده است
ابو عبيده و سالم و معاذ به نفع آنان گواهى دادند كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم شنيدهاند كه فرموده خلافت و نبوت در ما جمع نمىشود. عمّار و حذيفه گفتند كه شايد اين سخن پيامبر پس از جريان غدير خم و امامت على بوده است. لذا حذيفه و عمار هم مانند بسيارى ديگر به شك افتادند ولى سرانجام توبه كرده و حقيقت و حقانيت على را شناختند و خلافت آن حضرت را پذيرفتند.
سليم بن قيس گفت: در دوران خلافت عثمان، پس از درگذشت ابو ذر، عمّار را ملاقات كردم و او را از آنچه ابو ذر گفته بود با خبر ساختم. گفت: برادرم ابو ذر راست گفته، چرا كه او وارستهتر و راستگوتر از آن است كه چيزى را از عمار نقل كند كه از او نشنيده باشد. گفتم: چرا ابو ذر را اين گونه تصديق و تائيد مىكنى؟
گفت: گواهى مىدهم كه شنيدم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم مىفرمود: «آسمان سايه نينداخته و زمين راستگوتر و وارستهتر از ابو ذر را بر خود نگرفته است» گفتم: اى پيامبر خدا! و نه از اهل بيتت؟ فرمود: منظورم در غير از خاندانم، از مردم است.
سپس از كوفه به مدائن رفتم و حذيفه را ملاقات كردم و آنچه را ابو ذر گفته بود به وى گفتم. گفت: سبحان اللَّه! ابو ذر راستگوتر و وارستهتر از آن است كه چيزى را كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم نفرموده باشد نقل كند!