تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٧٣ - متن
خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم گفتم: چرا مرا به جاى خود در مدينه گذاشتى؟ فرمود: «مدينه را كسى جز من يا تو شايسته نيست، تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى، با اين فرق كه پس از من ديگر پيامبرى نيست»؟ گفتند: آرى!* فرمود: شما را به خدا سوگند مىدهم! آيا مىدانيد كه خداوند در سوره حج اين آيه را نازل فرموده: «اى كسانى كه ايمان آورديد! ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد و كار خوب انجام دهيد شايد رستگار شويد و در راه خدا جهاد شايسته كنيد، خداوند است كه شما را برگزيد و در امر دين بر شما سخت نگرفت، امّت پدرتان ابراهيم باشيد همو كه شما را از پيش، مسلمان ناميد و در اين مسلمانى است كه رسول بر شما گواه است تا شما گواهان بر مردم باشيد، پس نماز را بر پاى داريد و زكات بدهيد و به خدا دست آويزيد كه او مولاى شما است و چه مولاى خوب و ياور خوبى است» [١]، سلمان برخاست و گفت: اى رسول خدا! اينان كيستند كه تو بر آنان گواهى و آنان گواهان بر مردم، و كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در امر دين بر آنان سخت نگرفته و امّت پدرشان ابراهيم مىباشند؟
فرمود: «منظور خداوند از آنان، سيزده نفر خاص مىباشد نه اين امّت». سلمان گفت: اى رسول خدا! آنان را براى ما بيان بفرما. فرمود: «من و برادرم و يازده نفر از فرزندانم»؟ گفتند: آرى!* فرمود: شما را به خدا سوگند مىدهم! آيا مىدانيد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم در آخرين خطبهاش كه ديگر پس از آن خطبهاى نخواند و از دنيا رفت، فرمود: «اى مردم! همانا كه من در ميان شما دو وزنه سنگين بر جاى مىنهم؛ كتاب خدا و عترتم؛ اهل بيتم، به اين دو دست آويزيد تا هرگز گمراه نشويد، چرا كه خداوند به من خبر داده و پيمان بسته كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا كه در كنار حوض بر من درآيند»، عمر بن خطاب كه پيدا بود خشمناك است برخاست و گفت: اى رسول
[١]قرآن ٢٢/ ٧٨.