تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٠١ - متن
[محتواى وصيّت نانويس پيامبر ص]
(* مصدر روايت: سلمان فارسى.
* راوى: ابان از سليم از سلمان.
* زمان حادثه: دوشنبه ٢٨ صفر سال ١١ هجرى. خانه پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلّم.
* زمان نقل: سالهاى سكوت، سالهاى خلافت عثمان، دوران خلافت امام على عليه السّلام.
* مكان: مدينه، كوفه.
* موضوع: مبانى امامت على و آل، محتواى وصيّت نانويس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم.
* محتواى وصيّت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم كه از نوشتن آن جلوگيرى شد.
* پيامبر اسلام آنچه مىخواست بگويد به على گفت و او نوشت.)
* متن:
ابان از سليم بن قيس نقل كند كه گفت: شنيدم كه سلمان مىگويد: پس از آنكه آن مرد، آن سخن زشت را گفت و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم خشمگين شد و استخوان كتف را براى نوشتن وصيّت رها كرد، شنيدم كه على عليه السّلام گفت: «آيا از رسول خدا آنچه را كه مىخواست بر استخوان كتف بنويسد كه اگر مىنوشت احدى گمراه نمىشد و حتى دو نفر هم اختلاف پيدا نمىكردند، نپرسيم؟» خاموش شدم تا كه هر كس در خانه بود برخاست و رفت و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام باقى ماندند، من و ابو ذر و مقداد هم مىخواستيم برخيزيم و برويم كه على عليه السّلام به ما فرمود: بنشينيد! مىخواست از رسول خدا بپرسد و ما هم گوش كنيم. رسول خدا آغاز كرد و فرمود:
«اى برادر! شنيدى دشمن خدا چه گفت! اندكى پيش جبرئيل آمد و مرا خبر داد كه او سامرى اين امّت و رفيقش گوساله آن است و اينكه خداوند پس از من اختلاف در