تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٨٥ - اين مقدمه در منابع زير نيز آمده است
«اى ابو طفيل! به خدا سوگند! اگر حتى بر همين شيعيانم كه همراه آنان مىجنگم و همين كسانى كه به اطاعتم اقرار كرده و مرا امير المؤمنين ناميدهاند و جهاد با مخالفانم را حلال دانستهاند، در آيم و يك ماه تمام در باره برخى حقايق كتابى كه جبرئيل بر محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم نازل كرده و پارهاى از آنچه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم شنيدهام سخن گويم، از گرد من پراكنده شوند و با گروهى اندك اما بر حق مانند تو و امثال تو از شيعيانم تنها مانم!» هراسيدم و گفتم: اى امير مؤمنان! من و مانند من از گرد تو پراكنده شويم يا بمانيم؟ فرمود: «نه، شما مىمانيد!» سپس رو كرد به من و فرمود:
«همانا كه امر ما، موضوعى سخت و دشوار است كه آن را جز سه كس نشناسند و به آن نزديك نشوند؛ فرشتهاى مقرّب يا پيامبرى مرسل يا بندهاى مؤمن كه خداوند قلبش را براى ايمان آزموده باشد. اى ابو طفيل! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم درگذشت و مردم همه به گمراهى و نادانى مرتد شدند مگر كسانى كه خداوند آنان را به وسيله ما اهل بيت نجات داد و از ارتداد مصون داشت».
عمر بن اذينه گفت: سپس ابان كتاب سليم بن قيس هلالى عامرى را به من سپرد و يك ماه بعد درگذشت. اين همان نسخه كتاب سليم بن قيس عامرى هلالى است كه آن را ابان بن ابى عياش به من داد و برايم خواند. ابان گفت: كه وى آن را بر على بن حسين عليه السّلام خوانده و حضرتش فرموده: «سليم راست گفته، اين حديث ما است آن را مىشناسيمش».
اين مقدّمه در منابع زير نيز آمده است:
صفّار/ بصائر ٢٧.+ كشّى/ رجال ١/ ٣٢١.+ مختصر بصائر ٤٠.+ اثبات الهداة ١/ ٦٦٣.+ بحرانى/ عوالم ٢/ ٣/ ٥١٣، ٤٩٨،+ غاية المرام ٥٤٩.+ بحار ١/ ٧٦، ٢/ ٢١١، ٢٣/ ١٢٤، ٥٣/ ٦٨.+ چاپ قديم ٨/ ٦٧٤.+ وسايل الشيعه ١٨/ ٧٢.