تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٧٠ - اين روايت در منابع زير نيز آمده است
[گستره دانش و آگاهى على ع]
(* مصدر روايت: عبد اللَّه بن عباس.
* راوى: ابان از سليم.
* زمان: سال ٣٧ هجرى.
* مكان: مدينه.
* موضوع: دانش على عليه السّلام.
* گستره دانش و آگاهى على عليه السّلام.)
* متن:
ابان گويد سليم گفت: شنيدم كه ابن عباس مىگويد: از على عليه السّلام حديثى شنيدم كه معناى آن را نفهميدم ولى آن را انكار نكردم، شنيدم كه مىگويد: «رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم به هنگام بيماريش سر در گوشم نهاد و كليد گشودن هفتاد هزار باب دانش را به من آموخت كه هر باب هزار باب ديگر گشايد». در ذى قار [١] در چادر على عليه السّلام نشسته بودم كه حضرتش حسن عليه السّلام و عمار را نزد كوفيان فرستاده بود تا مردم را به نبرد فراخوانند، در اين هنگام على عليه السّلام رو كرد به من و فرمود: اى ابن عباس! حسن با يازده هزار نفر يكى كم (نمىدانم كه فرمود يكى يا دو تا كم) دارد نزد تو مىآيد! با خودم گفتم: اگر چنين باشد اين از همان هزار باب دانش است. ديرى نپاييد كه حسن عليه السّلام با آن سپاه موعود آمد، به پيشوازشان شتافتم و به كاتب لشكر كه نام سپاهيان به همراه داشت گفتم: چند نفر با شما هستند؟ گفت: «از يازده هزار نفر يك نفر كم است (يادم نيست كه گفت يك يا دو نفر كم است).
اين روايت در منابع زير نيز آمده است:
مفيد/ ارشاد ١٦٦+ ديلمى/ ارشاد ٢/ ٢٢٤+ كنز العمال ٥/ ٤٣.+ احقاق الحق ٦/ ٤٣.+ بحار ٤٠/ ٢١٦، ٤٢/ ١٤٧.
[١]ذى قار، آبى ميان كوفه و واسط بوده است.