تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٥٣ - متن
نورشان روشنى بخش است و درخت با بركت كه روغنش شفا بخش است مىباشند، محمد صلّى اللَّه عليه و اله و سلم پايان بخش پيامبران و سرور فرزندان آدم است، و على عليه السّلام وصىّ اوصيا و پيشواى پرهيزكاران و راهبر روشن جبينان است؛ او صديق اكبر و فاروق اعظم و وصى محمد و وارث دانش او است و سزاوارتر از مؤمنان به خودشان مىباشد، به فرموده خداى كه: «پيامبر سزاوارتر از مؤمنان به خودشان است و همسرانش مادران مؤمنان هستند و صاحبان ارحام در كتاب خداوند برخىشان بر برخى ديگر برترى دارند» [١]، پس هر كس را كه خدا جلو انداخته جلو اندازيد و هر كس را كه خدا عقب انداخته عقب اندازيد و ولايت و وراثت را بر كسى كه خدا قرار داده قرار دهيد.
* عمر برخاست و به ابو بكر كه بالاى منبر نشسته بود، گفت: تو بالاى منبر نشستهاى و اين كه پائين نشسته سر جنگ دارد و دست برنمىدارد، يا كه با تو بيعت كند يا كه دستور بده گردنش را بزنيم. حسن و حسين ايستاده بودند، وقتى گفته عمر را شنيدند، گريستند.
على آن دو را به سينه چسباند و گفت: گريه نكنيد، به خدا سوگند نمىتوانند پدرتان را بكشند.
* ام ايمن [٢] دايه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم رو كرد و گفت: اى ابو بكر! چه زود حسد و نفاق خويش را نمايانديد! عمر دستور داد او را از مسجد بيرون كنند و گفت: ما را به زنان چه كار.
[١]قرآن ٣٣/ ٦.
[٢]بركة دختر ثعلبه مشهور به ام ايمن، از مهاجران نخستين به حبشه و سپس به مدينه، عضو تيم پرستارى و خدمات پشت جبهه در نبرد احد، حنين و خيبر، يار و ياور پيامبر و اهل بيت، پس از كودتا از نخستين زنانى بود كه به كودتاچيان اعتراض كرد، پس از شهادت فاطمه عليها السّلام مدينه را براى هميشه ترك كرد و به مكه رفت. در دوره عثمان درگذشت. ن. ك: ابن سعد/ طبقات ١/ ١٠٠، ٤/ ٦١، ٨/ ٢٢٦+ مزّى/ تهذيب الكمال ٣٥/ ١٣٦.