تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٢٠ - متن
آگاهيش فهيم است، در عين دانشمندى بردبار است، در انفاق دلسوز است، در مهرورزى هوشيار است، در داشتن ميانهرو است و در عبادت خاشع و در نداشتن بردبار است، در سختى پايدار است و در توانايى و قدرت مهربان است، نسبت به حق و حقوق خويش بخشنده است و در گرفتن حق خود مهربان و دلسوز است، به حلال خشنود و راضى است و به اينكه هدايت شده سرزنده است، از طمعورزى بر حذر است و به هنگام قدرت بخشنده است، در برابر كششهاى نفسانى خويشتن دار است، ستايش نادانى او را نفريبد و نيكوكاريش را رها نكند، خود را در عرصه عمل به كندى متهم كند، كارهاى شايسته انجام دهد، فردى است كه روز را به شب رساند و همش سپاس خداى باشد و شب را به صبح رساند و كارش ياد خدا باشد، با بيم شب كند و با اميد صبح نمايد؛ بيم از آنچه بايد از آن بپرهيزد و اميد به آنچه از فضل و رحمت الهى او را رسيده است، اگر خواهش نفسانى بر او فشار آورد حاضر نيست رضايت نفس را با از دست دادن سعادت خويش برآورده سازد، به چيزى شادمان است كه طولانى و جاودانه است و چشمش به چيزى روشن است كه پايانى ندارد، به چيزى گرايش دارد كه پايدار است و در چيزى پارسا است كه ناپايدار است، بردبارى را با دانش آميزد، و دانش را با خرد، او را بينى كه از تنبلى بدور است، هماره، سرزنده است، آرزويش دست يافتنى است، لغزشش اندك است، مرگ خويش را انتظار برد، قلبش خاشع است، نفسش قانع است، نادانى از او رخت بربسته، زندگيش سهل و ساده است، پاسدار ديناش است، كششهاى نفسانىاش را كشته، خشمش را فرو برده، خلق و خويى آراسته دارد، همسايهاش از او در امان است، خود بينىاش ناچيز است، به آنچه برايش مقدّر شده راضى است، پايداريش استوار، زندگيش روشن، ياد خدايش بسيار، از آنچه دوستان نزد او به امانت هشتهاند لب نگشايد، از سخن گفتن عليه دشمنان خوددارى نكند، چيزى از حق را از سر رياكارى انجام ندهد و يا به خاطر حيا رهايش نكند، خير و خوبى از او