تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٠٢ - متن
بود، ملاقات كردم و آنچه را كه از پدر و عمويش و آنچه را از على عليه السّلام شنيده بودم به آن حضرت عرضه داشتم. على بن الحسين عليه السّلام فرمود: امير مؤمنان عليه السّلام بيمار بود و من كودكى بودم كه حضرتش سلام رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم را به من رساند. سپس محمد بن على عليه السّلام گفت: جدّم حسين عليه السّلام نيز كه بيمار بود بنا به وصيت رسول خدا، سلام آن حضرت را به من رساند.
* ابان گويد: همه اين حديث را از قول سليم براى على بن الحسين عليه السّلام خواندم، فرمود: سليم راست گفته، چرا كه جابر بن عبد اللَّه انصارى نزد اين پسرم كه آن زمان نوجوانى بود و هنوز مىآموخت، آمد و او را بوسيد و سلام رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم را به او رساند.
* ابان گويد: پس از درگذشت على بن الحسين عليه السّلام به حج شدم و ابو جعفر محمد بن على عليه السّلام را ملاقات كردم و همه اين حديث را بدون حتى يك حرف كم و زياد، براى حضرتش خواندم. چشمانش پر از اشك شد و فرمود: سليم راست گفته، پس از شهادت جدّم حسين عليه السّلام كه من كنار پدرم نشسته بودم، سليم نزد من آمد و اين حديث را عينا برايم خواند، پدرم به او فرمود: راست گفتى، پدرم اين حديث را عينا از قول امير مؤمنان عليه السّلام براى تو نقل كرد و ما شاهد بوديم، سپس آن دو، او را به آنچه هر دو از رسول خدا شنيده بودند حديث كردند.
* حماد بن عيسى گويد: اين حديث را به مولايم امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم، حضرتش گريست و فرمود: سليم راست گفته، اين حديث را پدرم از پدرش على بن الحسين و او از پدرش حسين بن على روايت كرد و فرمود: اين حديث را هنگامى كه سليم بن قيس از امير مؤمنان عليه السّلام پرسيد من شنيدم.