تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤٠٤ - متن
حضرت خيانت نمودند و به سويش تاختند و با حضرتش جنگيدند تا كه كشته شد.
خلاصه آنكه از لحظه درگذشت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم ما اهل بيت، خوار و دور و محروم و كشته و رانده مىشويم و بر خون خويش و هر آن كس كه دوستدار ماست بيمناكيم. در هر شهر و ديارى دروغگويان با دروغشان نزد اولياء امور، قضاة و كارگزارانشان تقرب مىجويند و از قول حكام پيشين خويش براى دشمنان ما احاديث دروغ و بىاساسى نقل مىكنند، و در جهت ايجاد نفرت آنان از ما و بستن دروغى از آنان بر ما و نزديك شدن به حاكمان و قاضيانشان چيزهايى باطل و دروغ از قول ما نقل مىكنند كه نگفتهايم. بيشتر اين دروغها و انبوه اين احاديث باطل پس از مرگ حسن بن على عليه السّلام در دوره معاويه صورت گرفت، در هر شهر و ديارى شيعيان به اتهام دوستى و پيروى از ما كشته، دست و پا بريده و به دار آويخته شدند.
* اين بلا همچنان با شدت و گسترش بسيار تا زمان ابن زياد و پس از شهادت حسين عليه السّلام ادامه داشت، بعد حجاج [١] آمد و به هر بهانه و تهمتى شيعيان را كشت و تا آنجا سخت گرفت كه اگر به فردى تهمت زنديق يا مجوسى زده مىشد، بيشتر دوست داشت تا گفته شود كه وى شيعه حسين عليه السّلام است.
* و تو خود چه بسا مردى را ديده باشى كه خوش نام بوده و چه بسا فردى پرهيزكار و راستگو بوده و احاديث شگفتى را در فضل برخى از حاكمان گذشته نقل
[١]حجّاج بن يوسف (٩٥- ٤٠ ه) دژخيم مشهور تاريخ اسلام، او نيز چون سلفش زياد بن ابيه، مظهر و نمود تاريخى تيپى است كه هماره در حكومتهاى خودكامه و جبّار پديد مىآيند. حجاج نمودى از جباريت است. نياكانش همانها بودند كه در طائف رسول صلّى اللَّه عليه و اله و سلم را به سنگ بستند و مجروحش نمودند.
پدرش ناظم اطفال مكتب خانه بود و خودش قاتل اطفال مردم عراق، همو بود كه هزاران شيعى و علوى را با قساوت بكشت و وقتى بمرد پنجاه هزار مرد و سى هزار زن در سياهچالهاى خود بر جاى هشت. ن.
ك: يعقوبى ٢/ ٢٧٤.+ طبرى ٦/ ١٩٥.+ العقد ٢/ ١٧٦، ٢٧٤، ٥/ ١٣،+ مروج ٢/ ٩٧، ١٢٨+ العيون ٣/ ١٠.+ الامامة و السياسة ٢/ ٢٥، ٢٦.+ مبرّد/ الكامل ٢/ ٢٠٧.+ ابن اثير/ الكامل ٤/ ٣٨٦.+ مروج ٣/ ١٢٥، ١٢٧، ١٢٨، ١٣٠- ١٣١، ١٣٥- ١٣٦، ١٦٤،+ طبرى ٤/ ٢١٠، ٢١١.+ يعقوبى ٢/ ٢٥٦، ٢٦٦.+ الكامل ٤/ ٣٧٤- ٣٧٥، ٣٧٧، ٥٨٧.