تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٤٠٣ - متن
كردند و به قهقرا بازشان گرداندند، خلافت را از جايگاهش كه خداوند در آن قرارش داده بود بيرون راندند.
تاريخ سياسى صدر اسلام / ترجمه كتاب سليم ؛ ص٤٠٣
با انصار هم بر اساس حق و حجّت ما احتجاج كردند و خلافت را به ابو بكر دادند. ابو بكر هم خلافت را به پاداش به عمر رد كرد، عمر هم امر خلافت را به شورا ميان شش نفر قرار داد، آنان هم اختيار را به عبد الرحمن بن عوف واگذار كردند. ابن عوف هم خلافت را به عثمان واگذار كرد كه به وى برگرداند، عثمان به او نارو زد و ابن عوف هم نادانى و كفر خويش آشكار نمود تا كه در دوره حيات عثمان به وبا مبتلا شد و درگذشت، فرزندانش پنداشتند كه عثمان او را مسموم ساخته است.
* بعد طلحه و زبير برخاستند و نه از روى اجبار كه با رضا و رغبت با على عليه السّلام بيعت كردند، سپس بيعت خويش را شكستند و خيانت كردند؛ عايشه را با خود به بصره بردند و خون خواه عثمان شدند. آنگاه معاويه، تبهكاران شام را به خون خواهى عثمان فراخواند و عليه ما جنگ آغازيد، سپس اهل حروراء با على به مخالفت پرداختند كه: بايد بر اساس كتاب خدا و سنّت پيامبرش بر ما حكم كنى! كه اگر آن دو حكم [ابو موسى اشعرى و عمرو بن عاص] به حق حكم مىكردند، حكمشان چنين بود كه: بنا به آيات قرآن و فرموده پيامبر و طبق سنت حضرتش، على عليه السّلام امير مؤمنان است. اهل نهروان با على عليه السّلام مخالفت كردند و با حضرتش جنگيدند.
* سپس با حسن بن على عليه السّلام پس از پدرش بيعت كردند و با وى پيمان بستند، و بعد به آن حضرت خيانت كردند؛ او را تسليم دشمن كردند، بر او شوريدند و با خنجرى كه بر رانش زدند قصد جانش كردند، اردوگاهش را غارت كردند و خلخالهاى همسرانش را ربودند. حضرتش كه ياورانى نيافت و پيروانش به غايت اندك بودند، با معاويه صلح كرد تا خون خود و اهل بيت و پيروانش را حفظ كند.
* سپس هيجده هزار نفر از كوفيان با حسين عليه السّلام بيعت كردند و بعد به آن