تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٥٠ - متن
انتخاب كنند و در مورد خويش تصميم بگيرند و اختيارشان با خودشان باشد و رأى و نظرشان براى آنان بهتر از انتخاب خدا و رسولش است، خوب همين امّت مرا برگزيدند و با من بيعت كردند. پس بيعت من بيعت درستى است و من امامى هستم كه اطاعت از من و يارى من بر مردم واجب است چرا كه در مورد من مشورت كردند و بعد مرا برگزيدند، و اگر انتخاب خدا و رسول مرا براى امّت بهتر از انتخاب و رأى و نظر خودشان است، خوب خداوند و رسولش مرا براى امّت برگزيدند و جانشين رسول بر آنان قرار دادند و در كتاب خدا كه بر زبان رسولش نازل شده، به اطاعت و يارى من فرمانشان دادند و اين، حقانيّتم را نيرومندتر و حقّم را واجبتر مىسازد.
سپس حضرتش در ميان لشكرش به منبر شد و مردم اطراف و مهاجران و انصار كه در محضرش بودند، همه حضور يافتند. ابتدا حمد و ثناى پروردگار به جا آورد و سپس فرمود:
اى مردم! مناقب و فضايلم و آنچه خداوند در قرآن نازل فرموده و آنچه رسول خدا در باره من گفته بيش از آن است كه به حساب درآيد و شمرده شود، و من از ميان اين همه فضيلت و منقبت، به ذكر چند مورد آن بسنده مىكنم:
آيا مىدانيد كه خداوند در قرآن، در آيات بسيارى نخستين كسى را كه به اسلام گرويد بر همه كسانى كه بعدها اسلام آوردند برترى داده و اينكه هيچ يك از افراد اين امّت در گرويدن به خدا و رسولش بر من پيشى نگرفتند؟ گفتند: آرى! فرمود:
شما را به خدا سوگند مىدهم! آيا وقتى از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم در مورد اين آيه پرسيده شد: «پيشگامان، همان پيشگامان مقرب خداوند هستند» [١] حضرتش نفرمود كه:
«خداوند اين آيه را در مورد پيامبران و اوصيا نازل كرده و من برترين پيامبران خداوند و برادرم و وصىّام على بن ابى طالب برترين وصيّان است»؟
در اينجا حدود هفتاد نفر از مجاهدان بدر كه بيشترشان از انصار بودند و بقيّه از
[١]قرآن ٥٦/ ١٠، ١١.