تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٤٨ - متن
من فرمانشان داده، و اين دليل حقّانيّتم را نيرومندتر و حقّم را واجبتر مىسازد. آيا اگر عثمان در دوره ابو بكر و عمر كشته مىشد باز هم معاويه خون خواهى مىكرد و عليه آن دو مىشوريد و به جنگشان مىپرداخت؟
ابو هريره و ابو دردا گفتند: نه.
على عليه السّلام فرمود: من هم مىگويم نه! اگر معاويه مىگويد: آرى، به او بگوييد: در چنين صورتى پس هر كس كه به او ستمى شده و يا كسى از او كشته شده مىتواند هم اكنون برخيزد و وحدت مسلمانان را در هم شكند و اجتماعشان را پراكنده سازد و مردم را به خويش فراخواند، با توجه به اينكه فرزندان عثمان براى خون خواهى پدرشان از معاويه سزاوارترند.
ابو دردا و ابو هريره خاموش شدند و گفتند: حقّا كه منصفانه مىگويى.
على عليه السّلام گفت: به جانم سوگند! اگر معاويه هم به حرفش وفا كند و در آنچه به من قول داده صادق باشد، منصفانه عمل كرده است! اينان فرزندان عثمان هستند؛ مردانى بالغ و عاقل، بچه نيستند كه ولىّ و قيّمى داشته باشند، بيايند، آنان و قاتلان پدرشان را يك جا گرد مىآورم، اگر از ارائه ادلّه و اثبات ادعاىشان ناتوانند، معاويه را وكيل خود بگيرند و اعلام كنند كه معاويه ولى و وكيلشان در مخاصمه با طرفهاى دعواىشان است، بعد مانند افراد شاكى و متشاكى كه در حضور امام و زمامدارى كه به حكومت او اقرار كرده و قضاوت او را نافذ مىدانند مىنشينند و اقامه دعوا مىكنند، آنان و طرفهاىشان هم بيايند در حضور من اقامه دعوا كنند تا به ادلّه آنان و طرفهاىشان بنگرم؛ اگر پدرشان به خاطر ستمش كشته شده باشد و ريختن خونش حلال بوده، خوب خونش هدر است و اگر مظلوم كشته شده باشد و ريختن خونش حرام بوده، حق را به فرزندان عثمان دهم، اگر بخواهند قاتل را بكشند و اگر بخواهند عفو كنند و اگر بخواهند ديه بگيرند. اينان همه در سپاهم قاتلان عثمان هستند و به قتل وى اقرار مىكنند و به حكم من عليه يا له شأن راضى مىباشند،