برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٢ - ادامه سوره أنعام
جلوه داده بود» (وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ).
تا آنجا كه كشتن بچههاى خود را يك نوع افتخار و يا عبادت محسوب مىداشتند.
منظور از «شركاء» در اينجا بتها هستند كه به خاطر آنان گاهى فرزندان خود را قربانى مىنمودند و يا نذر مىكردند كه اگر فرزندى نصيب آنها شد آن را براى بت قربانى كنند، همان طور كه در تاريخ بتپرستان قديم گفته شده است.
و بنابراين نسبت «تزيين» به بتها به خاطر آن است كه علاقه و عشق به بت آنها را وادار به اين عمل جنايت بار مىكرد.
سپس قرآن مىگويد: «نتيجه اين گونه اعمال زشت اين بود كه «بتها و خدمه آن، مشركان را به هلاكت بيفكنند و دين و آيين حق را مشتبه سازند و آنها را از رسيدن به يك آيين پاك محروم نمايند» (لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ).
قرآن مىگويد: «اما با اين همه اگر خدا مىخواست مىتوانست به اجبار جلو آنها را بگيرد» (وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ).
ولى اجبار بر خلاف سنت خداست، خداوند خواسته بندگان، آزاد باشند تا راه تربيت و تكامل هموار گردد؛ زيرا در اجبار نه تربيت است و نه تكامل.
و در پايان مىفرمايد: اكنون كه چنين است و آنها در ميان يك چنين اعمال خرافى زشت و ننگينى غوطهورند و حتى قبح آن را درك نمىكنند، و از همه بدتر اين كه گاهى آن را به خدا نيز نسبت مىدهند «آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار» و به تربيت دلهاى آماده و مستعد بپرداز (فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ).
(آيه ١٣٨)- در اين آيه و آيات بعد به چند قسمت از احكام خرافى بتپرستان كه حكايت از كوتاهى سطح فكر آنها مىكند اشاره شده است.
نخست مىگويد بتپرستان مىگفتند: «اين قسمت از چهارپايان و زراعت كه مخصوص بتهاست و سهم آنها مىباشد بطور كلى براى همه ممنوع است، مگر آنهايى كه ما مىخواهيم و به پندار آنها تنها اين دسته حلال بود نه بر ديگران» (وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ لا يَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ).
و منظورشان همان خدمه و متوليان بت و بتخانه بود، تنها اين دسته بودند كه