برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١ - هيچ كس بدون اذن خدا قادر بر كارى نيست
نخواهد شد» (وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى).
در پاسخ ابتدا مىفرمايد: «اين تنها آرزويى است كه دارند» و هرگز به اين آرزو نخواهند رسيد (تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ).
بعد روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كرده مىگويد: «به آنها بگو هر ادّعايى دليلى مىخواهد چنانچه در اين ادّعا صادق هستيد دليل خود را بياوريد» (قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ).
(آيه ١١٢)- پس از اثبات اين واقعيّت كه آنها هيچ دليلى بر اين مدّعى ندارند و ادّعاى انحصارى بودن بهشت، تنها خواب و خيالى است كه در سر مىپرورانند، معيار اصلى و اساسى ورود در بهشت را به صورت يك قانون كلى بيان كرده، مىگويد: آرى! كسى كه در برابر خداوند تسليم گردد و نيكوكار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است» (بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ).
چنين كسانى نيكوكارى وصف آنها شده و در عمق جانشان نفوذ كرده است، و بنابراين «چنين كسانى نه ترسى خواهند داشت و نه غمگين مىشوند» (وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ).
نفى خوف و غم از پيروان خط توحيد، دليلش روشن است، چرا كه آنها تنها از خدا مىترسند، و از هيچ چيز ديگر وحشت ندارند، ولى مشركان خرافى از همه چيز ترس دارند، از گفتههاى اين و آن، از فال بد زدن، از سنتهاى خرافى و از بسيارى چيزهاى ديگر.
آيه ١١٣-
شأن نزول:
جمعى از مفسران از ابن عباس چنين نقل كردهاند:
هنگامى كه گروهى از مسيحيان «نجران» خدمت رسولخدا صلّى اللّه عليه و اله آمدند، عدهاى از علماى يهود نيز در آنجا حضور يافتند، بين آنها و مسيحيان در محضر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نزاع و مشاجره در گرفت، «رافع بن حرمله» (يكى از يهوديان) رو به جمعيت مسيحيان كرد و گفت: آيين شما پايه و اساسى ندارد و نبوّت عيسى و كتاب او انجيل را انكار كرد، مردى از مسيحيان نجران نيز عين اين جمله را در پاسخ آن يهودى تكرار نمود و گفت: آيين يهود پايه و اساسى ندارد، در اين هنگام آيه نازل