برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - «من» و «سلوى» چيست؟
مىشود، و چون پرواز نمايد غالبا نزديك زمين است [١].
از اين نوشته نيز استفاده مىشود كه مقصود از «سلوى» همان پرنده مخصوص پرگوشتى است كه شبيه و اندازه كبوتر است.
(آيه ٥٨)- لجاجت شديد بنى اسرائيل! در اينجا به فراز ديگرى از زندگى بنى اسرائيل برخورد مىكنيم كه مربوط به ورودشان در سرزمين مقدّس است.
نخست مىگويد: «به خاطر بياوريد زمانى را كه به آنها گفتيم داخل اين قريه (يعنى سرزمين قدس) شويد» (وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ).
«قريه» گر چه در زبان روزمره ما به معنى روستا است، ولى در قرآن و لغت عرب به معنى هر محلى است كه مردم در آن جمع مىشوند، خواه شهرهاى بزرگ باشد يا روستاها، در اينجا و منظور در اينجا بيت المقدس و اراضى قدس است.
سپس اضافه مىكند: «از نعمتهاى آن بطور فراوان هر چه مىخواهيد بخوريد» (فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً).
«و از در (بيت المقدس) با خضوع و تواضع وارد شويد» (وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً). و بگوييد: «خداوندا! گناهان ما را بريز» (وَ قُولُوا حِطَّةٌ).
«تا خطاهاى شما را ببخشيم و به نيكوكاران- علاوه بر مغفرت و بخشش گناهان- پاداش بيشترى خواهيم داد» (نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ).
بايد توجه داشت كه «حِطَّةٌ» از نظر لغت به معنى ريزش و پايين آوردن است، و در اينجا معنى آن اين است كه: «خدايا از تو تقاضاى ريزش گناهان خود را داريم».
(آيه ٥٩)- ولى چنانكه مىدانيم، و از لجاجت و سرسختى بنى اسرائيل اطلاع داريم، عدهاى از آنها حتى از گفتن اين جمله نيز امتناع كردند و به جاى آن كلمه نامناسبى بطور استهزاء گفتند لذا قرآن مىگويد: «اما آنها كه ستم كرده بودند اين سخن را به غير آنچه به آنها گفته شده بود تغيير دادند» (فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ).
«ما نيز بر اين ستمگران به خاطر فسق و گناهشان، عذابى از آسمان فرو
[١] قاموس كتاب مقدّس (مستر هاكس)، ص ٤٨٣.