برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٠ - ادامه سوره أنعام
و جسارت و طغيان آنان نگردد، و دست از لجاجت بردارند در آخرين جمله آنها را تهديد به مجازات قطعى خدا مىكند.
(آيه ١٤٨)- فرار از مسؤوليت به بهانه «جبر»! به دنبال سخنانى كه از مشركان در آيات سابق گذشت، در اين آيه اشاره به پارهاى از استدلالات واهى و پاسخ آن شده است، نخست مىگويد: «به زودى مشركان (در پاسخ ايرادات تو در زمينه شرك و تحريم روزيهاى حلال) چنين مىگويند كه اگر خداوند مىخواست نه ما مشرك مىشديم و نه نياكان ما بتپرست بودند، و نه چيزى را تحريم مىكرديم»، پس آنچه ما كردهايم و مىگوييم همه خواست اوست (سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ).
مشركان مانند بسيارى از گناهكاران مىخواستند با استتار تحت عنوان جبر از مسؤوليت خلافكاريهاى خود فرار كنند. در حقيقت آنها مدعى بودهاند سكوت خدا در برابر بتپرستى و تحريم پارهاى از حيوانات، دليل بر رضايت اوست زيرا اگر راضى نبود مىبايست به نوعى ما را از اين كار بازدارد.
اما قرآن در پاسخ آنها به طرز قاطعى بحث كرده، نخست مىگويد: تنها اينها نيستند كه چنين دروغهايى را بر خدا مىبندند «بلكه جمعى از اقوام گذشته نيز همين دروغها را مىگفتند ولى سر انجام گرفتار عواقب سوء اعمالشان شدند و طعم مجازات ما را چشيدند» (كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا).
آنها در حقيقت با اين گفتههاى خود، هم دروغ مىگفتند و هم انبياء را تكذيب مىكردند، اگر او به اين اعمال راضى بود چگونه پيامبران خود را براى دعوت به توحيد مىفرستاد، اصولا دعوت انبياء خود مهمترين دليل براى آزادى اراده و اختيار انسان است.
سپس مىگويد: «به آنها بگو: آيا راستى دليل قطعى و مسلّمى بر اين ادعا داريد اگر داريد چرا نشان نمىدهيد» (قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا).
و سر انجام اضافه مىكند كه «شما بطور قطع هيچ دليلى بر اين ادعاها نداريد، تنها از پندارها و خيالات خام پيروى مىكنيد» (إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ