برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - سؤال كردن بدون حاجت حرام است
(وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلى أَجَلِهِ).
سپس مىافزايد: «اين در نزد خدا به عدالت نزديكتر و براى شهادت مستقيمتر، و براى جلوگيرى از شك و ترديد بهتر است» (ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى أَلَّا تَرْتابُوا).
در واقع اين جمله اشاره به فلسفه احكام فوق در مورد نوشتن اسناد معاملاتى است و به خوبى نشان مىدهد كه اسناد تنظيم شده مىتواند به عنوان شاهد و مدرك مورد توجه قضات قرار گيرد.
١٧- سپس يك مورد را از اين حكم استثناء كرده مىفرمايد: «مگر اين كه داد و ستد نقدى باشد كه (جنس و قيمت را) در ميان خود دست به دست كنيد، در آن صورت گناهى بر شما نيست كه آن را ننويسيد» (إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُدِيرُونَها بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَلَّا تَكْتُبُوها).
١٨- در معامله نقدى گر چه تنظيم سند و نوشتن آن لازم نيست ولى شاهد گرفتن براى آن بهتر است، زيرا جلو اختلافات احتمالى آينده را مىگيرد لذا مىفرمايد: «هنگامى كه خريد و فروش (نقدى) مىكنيد، شاهد بگيريد» (وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ).
١٩- در آخرين حكمى كه در اين آيه ذكر شده مىفرمايد: «هيچ گاه نبايد نويسنده سند و شهود (به خاطر اداى حق و عدالت) مورد ضرر و آزار قرار گيرند» (وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ).
«كه اگر چنين كنيد از فرمان خدا خارج شديد» (فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ).
و در پايان آيه، بعد از ذكر آن همه احكام، مردم را دعوت به تقوا و پرهيزكارى و امتثال اوامر خداوند مىكند (وَ اتَّقُوا اللَّهَ).
و سپس ياد آورى مىنمايد كه «خداوند آنچه مورد نياز شما در زندگى مادى و معنوى است به شما تعليم مىدهد» (وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ).
قرار گرفتن دو جمله فوق در كنار يكديگر اين مفهوم را مىرساند كه تقوا و پرهيزگارى و خدا پرستى اثر عميقى در آگاهى و روشن بينى و فزونى علم و دانش دارد.