برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - هيچ كس بدون اذن خدا قادر بر كارى نيست
«آنها قسمتهايى را ياد مىگرفتند كه براى ايشان ضرر داشت و نفع نداشت» (وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ).
آرى! آنها اين برنامه سازنده الهى را تحريف كردند به جاى اين كه از آن به عنوان وسيله اصلاح و مبارزه با سحر استفاده كنند، آن را وسيله فساد قرار دادند «با اين كه مىدانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد بهرهاى در آخرت نخواهد داشت» (وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ).
«چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند اگر علم و دانشى مىداشتند» (وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ).
(آيه ١٠٣)- آنها آگاهانه به سعادت و خوشبختى خود پشت پا زدند و در گرداب كفر و گناه غوطهور شدند «در حالى كه اگر ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند پاداشى كه نزد خدا بود براى آنان از همه اين امور بهتر بود، اگر توجه داشتند» (وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ).
هيچ كس بدون اذن خدا قادر بر كارى نيست-
در آيات فوق خوانديم كه ساحران نمىتوانستند بدون اذن پروردگار به كسى زيان برسانند اين به آن معنى نيست كه جبر و اجبارى در كار باشد، بلكه اشاره به يكى از اصول اساسى توحيد است كه همه قدرتها در اين جهان از قدرت پروردگار سر چشمه مىگيرد، حتى سوزندگى آتش و برّندگى شمشير بىاذن و فرمان او نمىباشد، چنان نيست كه ساحر بتواند بر خلاف اراده خدا در عالم آفرينش دخالت كند و چنين نيست كه خدا را در قلمرو حكومتش محدود نمايد بلكه اينها خواص و آثارى است كه او در موجودات مختلف قرار داده، بعضى از آن حسن استفاده مىكنند و بعضى سوء استفاده، و اين آزادى و اختيار كه خدا به انسانها داده نيز وسيلهاى است براى آزمودن و تكامل آنها.
آيه ١٠٤-
شأن نزول:
«ابن عباس» نقل مىكند: مسلمانان صدر اسلام هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مشغول سخن گفتن بود و بيان آيات و احكام الهى مىكرد گاهى از او مىخواستند كمى با تأنّى سخن بگويد تا بتوانند مطالب را خوب درك