برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٤ - چشمها، خدا را نمىبيند!
راه حق و باطل با خود مردم است، مىگويد: «اين چنين ما آيات و دلايل را در شكلهاى گوناگون و قيافههاى مختلف بيان كرديم» (وَ كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ).
ولى جمعى به مخالفت برخاستند و بدون مطالعه و هيچ گونه دليل، گفتند:
«اين درسها را از ديگران (از يهود و نصارى و كتابهاى آنها) فرا گرفتهاى» (وَ لِيَقُولُوا دَرَسْتَ). ولى «هدف ما اين است كه آن را براى كسانى كه علم و آگاهى دارند روشن سازيم» (وَ لِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ).
(آيه ١٠٦)- در اينجا وظيفه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در برابر لجاجتها و كينهتوزيها و تهمتهاى مخالفان، مشخص ساخته، مىگويد: «وظيفه تو آن است كه از آنچه از طرف پروردگار بر تو وحى مىشود، پيروى كنى، خدايى كه هيچ معبودى جز او نيست» (اتَّبِعْ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ).
و نيز «وظيفه تو اين است كه به مشركان و نسبتهاى ناروا و سخنان بىاساس آنها اعتنا نكنى» (وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ).
در حقيقت اين آيه يك نوع دلدارى و تقويت روحيه نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است، كه در برابر اين گونه مخالفان در عزم راسخ و آهنينش كمترين سستى حاصل نشود.
(آيه ١٠٧)- در اين آيه، بار ديگر اين حقيقت را تأييد مىكند كه خداوند نمىخواهد آنها را به اجبار وادار به ايمان سازد و «اگر مىخواست همگى ايمان مىآوردند و هيچ كس مشرك نمىشد» (وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكُوا).
همچنين تأكيد مىكند: «و ما تو را مسؤول (اعمال) آنها قرار نداديم» (وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً). همانطور كه «تو وظيفه ندارى آنها را به اجبار (به ايمان) دعوت كنى» (وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ).
لحن اين آيات از اين نظر بسيار قابل ملاحظه است كه ايمان به خدا و مبانى اسلام هيچ گونه جنبه تحميلى نمىتواند داشته باشد، بلكه از طريق منطق و استدلال و نفوذ در فكر و روح افراد بايد پيشروى كند، زيرا ايمان اجبارى ارزشى ندارد، مهم اين است كه مردم حقايق را درك كنند و با اراده و اختيار خويش آن را بپذيرند.