برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٢ - يك امتياز بزرگ اسلام
مشركان و بتپرستان لجوج است- همانطور كه بيشتر آيات اين سوره نيز همين بحث را دنبال مىكند- لحن اين آيات چنان است كه گويا آنها از پيامبر دعوت كرده بودند به آئينشان گرايش پيدا كند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مأمور مىشود كه به آنها «بگو: من از پرستش كسانى كه غير از خدا مىخوانيد نهى شدهام» (قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ).
سپس مىفرمايد: «بگو: اى پيامبر! من پيروى از هوى و هوسهاى شما نمىكنم» (قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ). و اين پاسخ روشنى به پيشنهاد بىاساس آنهاست و آن اين كه بتپرستى هيچ دليل منطقى ندارد.
و در آخرين جمله براى تأكيد بيشتر مىگويد: «اگر من چنين كارى را كنم مسلما گمراه شدهام و از هدايت يافتگان نخواهم بود» (قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ).
(آيه ٥٧)- در اين آيه پاسخ ديگرى به آنها مىدهد و آن اين كه «من بيّنه و دليل روشنى از طرف پروردگارم دارم اگر چه شما آن را نپذيرفته و تكذيب كردهايد» (قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ).
خلاصه در اين آيه نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مأمور است روى اين نكته تكيه كند كه مدرك من در مسأله خداپرستى و مبارزه با بت كاملا روشن و آشكار مىباشد و انكار و تكذيب شما چيزى از اهميت آن نمىكاهد.
سپس به يكى از بهانه جوييهاى آنها اشاره مىكند و آن اين كه آنها مىگفتند اگر تو بر حق هستى كيفرهايى كه ما را به آن تهديد مىكنى زودتر بياور؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در پاسخ آنها مىفرمايد: «آنچه را شما در باره آن عجله داريد به دست من نيست» (ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ).
«تمام كارها و فرمانها همه به دست خداست» (إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ).
يعنى: هر گونه فرمان در عالم آفرينش و تكوين و در عالم احكام دينى و تشريع به دست خداست، همچنين هر منصبى اعم از رهبرى الهى و قضاوت و حكميت به كسى سپرده شده است آن هم از ناحيه پروردگار است.