برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥١ - ادامه سوره أنعام
لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ)*.
(آيه ١٣٦)- بار ديگر براى ريشه كن ساختن افكار بت پرستى از مغزها به ذكر عقايد و رسوم و آداب و عبادات خرافى مشركان پرداخته و با بيان رسا خرافى بودن آنها را روشن مىسازد.
نخست مىگويد: «كفار مكّه و ساير مشركان سهمى از زراعت و چهارپايان خود را براى خدا و سهمى نيز براى بتها قرار مىدادند، و مىگفتند: اين قسمت مال خداست و اين هم مال شركاى ما، يعنى بتهاست» (وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا).
سپس اشاره به داورى عجيب آنها در اين باره كرده، مىگويد: «سهمى را كه براى بتها قرار داده بودند هرگز به خدا نمىرسيد و اما سهمى را كه براى خدا قرار داده بودند به بتها مىرسيد» (فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ).
هر گاه بر اثر حادثهاى قسمتى از سهمى كه براى خدا از زراعت و چهارپايان قرار داده بودند آسيب مىديد و نابود مىشد مىگفتند: مهم نيست خداوند بىنياز است، اما اگر از سهم بتها از بين مىرفت سهم خدا را به جاى آن قرار مىدادند و مىگفتند: بتها نياز بيشترى دارند.
در پايان آيه با يك جمله كوتاه اين عقيده خرافى را محكوم مىسازد و مىگويد: «چه بد حكم مىكنند» (ساءَ ما يَحْكُمُونَ).
چه حكمى از اين زشتتر و ننگينتر كه انسان قطعه سنگ و چوب بىارزشى را بالاتر از آفريننده جهان هستى فكر كند، آيا انحطاط فكرى از اين بالاتر تصور مىشود؟!
(آيه ١٣٧)- قرآن در اين آيه اشاره به يكى ديگر از زشتكاريهاى بتپرستان و جنايتهاى شرم آور آنها كرده مىگويد: «همان طور (كه تقسيم آنها در مورد خداوند و بتها در نظرشان جلوه داشت و اين عمل زشت و خرافى و حتى مضحك را كارى پسنديده مىپنداشتند) همچنين شركاى آنها قتل فرزندان را در نظر بسيارى از بتپرستان